روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٣ - ترجمه
ساكن پيدا شود،و مكّيان [١]خواندند[به همزه و قصر على وزن هئنتم و كوفيان خواندند [٢]به مدّ و همزه،و باقى خواندند] [٣]به مد بىهمزه.
و در اصل او خلاف كردند.بعضى گفتند [٤]:آن است كه«انتم»،و«ها»براى تنبيه است.و اخفش گفت:اصل او«أ انتم» [٥]،همزه اوّل را«ها»كردند چنان كه:هرقت الماء،و الاصل ارقت،و معنى آن باشد كه شما را آنكه [٦]محاجّه مىكنى [٧]،بر وجه استفهام و معنى تقريع.و«هؤلاء»،مبنى است بر كسر،و اصل «اولاء»است«ها»تنبيه در او شد،و مدّ و قصر دو لغت است،شاعر گفت در قصر:
لعمرك انّا و الأحاليف هؤلاء
لفي محنة اظفارها لم تقلّم
و«انتم»مبتداست و در خبر او دو وجه است:يكى«هؤلاء»،و حٰاجَجْتُمْ بر وجه اوّل [٨]از صله«هؤلاء»باشد،وجهى دگر آنكه«حاججتم»خبر او باشد و «هؤلاء»منادى است در ميان مبتدا و خبر افتاده حشوا لتقدير [٩]:ها انتم يا هؤلاء حاججتم.
بر وجه اوّل معنى آن بود [١٠]:شما آنانى كه محاجّه كردى [١١].بر وجه دوم [١٢]معنى آن بود كه:شما محاجّه كرديد [١٣]اى جماعت حاضران،و اين بر سبيل تقريع باشد، مىگويد:شما بسيار مجادله بكرديد [١٤]در آنچه مىدانيد [١٥]،و علم آن به نزديك شماست از [١٦]نبوّت محمّد و نعمت و صفت او كه در تورات و انجيل خوانده و دانسته.
[١] .مج،وز:مكان،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر:«و كوفيان خواندند»را ندارد.
[٣] .مج،وز:ندارد،از دب افزوده شد.
[٤] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر+معنى.
[٥] .وز:آ انتم.
[٦] .دب:شمايى آنان كه،آج:كه شمايان كه،لب،فق،مب،مر:شما به آنكه.
[٧] .مىكنى/مىكنيد.
[٨] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:عبارت«بر وجه اول»را ندارد.
[٩] .چاپ شعرانى(٧٠/٣):حشوا و التّقدير.
[١٠] .آج،لب،فق،مب،مر+كه.
[١١] .مب،مر:آنانيد كه محاجّت كرديد.
[١٢] .مب،مر:دويم.
[١٣] .دب،آج،لب،فق:كردى/كرديد.
[١٤] .دب،آج،لب،فق:بكردى/بكرديد.
[١٥] .دب،آج،لب،فق:مىدانى/مىدانيد.چاپ شعرانى(٧٠/٣)+فيما لكن به علم.
[١٦] .مج،وز:آن،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.