روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨١ - ترجمه
عقبة بن عامر روايت كرد [١]كه رسول-عليه السلام-گفت:
المسر [٢]بالقرآن كالمسر [٣]بالصدقة،و الجاهر بالقرآن كالجاهر بالصدقة ،گفت [٤]:آنكس كه قرآن خواند در سرّ چنان بود كه آنكس كه صدقه دهد به سرّ.و آنكس كه به آواز بلند خواند،چنان بود كه آنكس [٥]صدقه دهد آشكارا [٦].
علىّ بن طلحه روايت كرد از عبد اللّه عبّاس [٧]كه او گفت:صدقه تطوّع را در سرّ بر صدقه آشكارا چندان تفاوت است كه يكى از اين هفتاد ضعف آن باشد،و صدقه فريضه در سرّ بر [٨]علانيه به بيست و پنج ضعف افزون است،و همچنين جمله فرائض و نوافل. وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ،و خداى به آنچه شما مىكنى دانا و آگاه است.
لَيْسَ عَلَيْكَ هُدٰاهُمْ ،كلبى گفت:رسول-صلى اللّه عليه و على آله-برفت تا عمره آرد-عمرهاى كه او را قضا شده بود-و اسماء بنت ابى بكر با او بود،و مادرش قتيله[٣٦٦-ر]و جدّهاش [٩]،بيامدند و از او چيزى خواستند-و ايشان مشرك بودند.او گفت:من چيزى به شما ندهم تا دستورى با [١٠]رسول خداى نبرم كه شما بر دين ما نهاى [١١].آنگه دستورى با رسول خداى بود كه شايد كه اينان را چيزى بدهم؟خداى تعالى اين آيت فرستاد.رسول-عليه السلام-گفت:آيت آمد به جواز اين،از صدقه سنّت چيزى به ايشان ده.
كلبى روايتى دگر [١٢]آورد و گفت:جماعتى مسلمانان بودند كه ايشان را خويشان و پيوستگان بودند از جهودان،و با ايشان مبرّت كردندى و برايشان نفقه كردندى.چون مسلمان شدند آن خير و بر وصلت بازگرفتند [١٣]،رسول-عليه السلام-را گفتند كه:شايد كه چيزى به اينان دهيم؟خداى تعالى اين آيت فرستاد.
[١] .همه نسخه بدلها:روايت كند.
[٢] .مب،مر:المس.
[٣] .مب،مر:كالمسّ.
[٤] .اساس:يعنى،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .همه نسخه بدلها+كه.
[٦] .همه نسخه بدلها:صدقه آشكارا(تب:به آشكارا)دهد و.
[٧] .دب+از رسول(ص)و آله.
[٨] .دب:و.
[٩] .تب،آج،لب،فق،مب،مر:جدهاش.
[١٠] .تب:به نزد.
[١١] .اساس:نهى/نهاى،تب،مر:نهايد.
[١٢] .تب،مج،وز،دب،فق:روايت ديگر.
[١٣] .آج،لب،بازگرفتندى.