روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٢٩ - ترجمه
آن روز باشد كه مرا در گور نهند،از آن محتاجتر نباشم براى حاجت سخت بهينه [١]مال بايد نهادن،و خداى تعالى مىگويد: لَنْ تَنٰالُوا الْبِرَّ حَتّٰى تُنْفِقُوا مِمّٰا تُحِبُّونَ .
عبد اللّه بن سيدان روايت كند از ابو ذر [٢]-رحمة اللّه عليه-كه او گفت تو را در مالت سه انبازاند [٣]:يكى قدر كه دستور با تو نيارد [٤]كه كدام ببرد بهتر يا بتر [٥]،يعنى آفت خداى.دوم [٦]وارثت [٧]كه منتظر آن است كه تو چشم بر هم نهى تا او مال ببرد.و انباز سهام [٨]تويى اگر بتوانى كردن كه تو عاجزترين [٩]سهگانه [١٠]نباشى بكن.آنگه گفت خداى تعالى مىگويد: لَنْ تَنٰالُوا الْبِرَّ حَتّٰى تُنْفِقُوا مِمّٰا تُحِبُّونَ ،و اين شتر دوستر [١١]مال من است به نزديك من براى خود اختيار كردم تا خاصّه مرا باشد،و آن را در راه صدقه صرف كرد [١٢].
راوى خبر گويد:سايلى به در سراى [١٣]ربيع خثيم [١٤]آمد،ربيع خثيم [١٥]گفت:
برويد [١٦]پارهاى شكر [١٧]به اين سايل دهيد [١٨].من گفتم:سايل شكر چه خواهد كردن [١٩]؟ او را نان بايد،گفت:خداى داند كه ربيع خثيم [٢٠]شكر دوست [٢١]دارد و مىگويد:
لَنْ تَنٰالُوا الْبِرَّ حَتّٰى تُنْفِقُوا مِمّٰا تُحِبُّونَ .
و در اثر هست كه:زبيده امّ جعفر زن هارون الرّشيد مصحفي قرآن فرمود نوشتن [٢٢]به نود پاره به زر،و پشتهاى آن [٢٣]زرّين كرده بود مرصّع به انواع جواهر بيش
[١] .مب:بهترين،مر:خوبترين.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر:ابو ذر غفارى.
[٣] .دب:انباز است.
[٤] .دب:كه با تو دستورى نيارد.
[٥] .مر:بدتر.
[٦] .مب:دويم.
[٧] .دب،آج،لب:وارث است.
[٨] .مب،سيوم،فق،مب:سيم.
[٩] .دب:عاجزتر از اين.
[١٠] .دب،مر:عاجزترين ايشان.
[١١] .مب:دوستترين.
[١٢] .فق:در راه خدا صدقه كرد،مب،مر:در راه خداى صرف كرد.
[١٣] .آج،لب،فق:سايلى نزد.
[١٤] .دب:ربيع خيثمه،فق،مب،مر:ربيع خيثم.
[١٥] .فق،مب:ربيع خيثم،دب:ربيع.
[١٦] .آج،لب،فق:بروى/برويد.
[١٧] .مب+بياريد.
[١٨] .دب،آج،لب،فق:دهى/دهيد.
[١٩] .دب:به شكر چه خواهد كرد،مب،مر:شكر چه كند.
[٢٠] .دب:ربيع خثيمه،فق:ربيع خيثم.
[٢١] .مر:دوستتر.
[٢٢] .مب،مر:تا نوشتند.
[٢٣] .مب:و پشت آن را كه و جلد آن را،مر:و پشت جلد آن را.