روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٢٧ - ترجمه
نكنند [١]بطيبة النّفس،به چشم حقارت نگريده بدو به دست مهانت صرف كرده.
مجاهد و كلبى گفتند:آيت منسوخ است به آيت زكات.
ضحّاك گفت از عبد اللّه عبّاس:مراد به انفاق خود زكات است،يعنى از جمله ابرار نباشد تا زكات واجب از مال بندهد.عطا گفت:مراد آن است كه مرد ديندار و متقى نشود تا از كرايم اموالش از عرض [٢]آن آنچه بهتر و نكوتر بود ندهد و او [٣]تندرست ممكن صحيح شحيح با داعى متردّد [٤]با مشقّت نفس و مجاهدت خود و مكايده شيطان با اوميد [٥]زندگانى و ترس درويشى.حسن بصرى گفت:عام است در جمله صدقات اندك و بسيار تا اگر خرمايى بدهد در اين آيت داخل باشد.
در خبر هست كه:از جمله صحابه رسول مردى بود نام او ابو طلحه از انصاريان و در همه مدينه چندان درخت خرما كه او را بود كس را نبود،و لكن خرما ستانى [٦]داشت برابر مسجد رسول-عليه السلام-سخت نكو و آبادان و بسيار دخل،و در آنجا چشمهاى آب خوش بود.رسول در آنجا رفتى و از آن آب خوردى و وضو كردى.
چون اين آيت فرود آمد.ابو طلحه بيامد و گفت:يا رسول اللّه!خداى داند كه دوستترين مال من و كريمترين،اين خرماستان [٧]است،من اين را صدقه كردم اميد به روز جزا آن را [٨]تا مراد ذخيره باشد.اى رسول اللّه!آنجا كه مصلحت دانى [٩]فرونه.رسول-عليه السلام-گفت:بخ بخ ذلك مال رابح لك،گفت:خنك باد تو را،اين مالى است سودكننده تو را.اين كه گفتى شنيدم و مصلحت در آن دانم كه بر خويشان خود وقف كنى.گفت:يا رسول اللّه!آنچنان كه بايد كردن مىفرمايى [١٠].رسول-عليه السلام-بر ايشان [١١]وقف كرد.
ابو ايوب انصارى روايت كرد كه:چون اين آيت آمد،زيد بن حارثه اسپى نكو [١٢]
[١] .دب:نكند.
[٢] .آج:عوض،لب،فق،مب،مر:غرض.
[٣] .آج،لب،فق،مب،مر:و از.
[٤] .مج:مترد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:اميد.
[٦] .مب،مر:نخلستانى.
[٧] .مب،مر:نخلستان.
[٨] .آج،لب،فق:به اميد بر فردا را،مب،مر:به اميد آنكه فردا.
[٩] .آج،لب،فق+آنجا.
[١٠] .آج،لب:كه بايد فرماى.
[١١] .مب:ايشان را اين نخلستان.
[١٢] .مب،مر:اسبى نيكو.