روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٢٢ - ترجمه
آنكه جزاء بر عمل است،خلاف آنكه مجبّران [١]گفتند.
«اولئك»در محلّ رفع است به ابتدا،و«جزاؤهم»مبتدا دوم است، أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّٰهِ در جاى خبر مبتداى دوم است.آنگه مبتدا و خبر دوم در جاى خبر مبتداى اوّل است.
اگر گويند چرا گفت: وَ الْمَلاٰئِكَةِ وَ النّٰاسِ أَجْمَعِينَ ،با [٢]آنكه لعنت او از همه كفايت باشد،چه آن از همه بليغتر بود؟جواب گوييم:براى آنكه تا ما بدانيم كه ما مكلّفيم به لعنت و تبرّاى ايشان،دون آنكه تا بدانند كه ما را هست كه ايشان را لعنت كنيم،به خلاف عقاب كه عقاب جز خداى را نرسد،و مثل اين آيت در سورة البقرة رفته است.
خٰالِدِينَ فِيهٰا ،نصب او بر حال بود از مفعول،آنجا هميشه بمانند و در هيچوقت از اوقات ايشان را تخفيف عذاب [٣]نبود،و نه نيز كس بر ايشان رحمت كند،و نه نيز خداى تعالى بر ايشان بخشايد.و حمل آن بر خداى كردن اولىتر باشد [٤]براى دو وجه:يكى آنكه افعال مجهوله در قرآن چندان كه آيد مضاف با خداى تعالى بود، چنان كه گفت: وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ [٥]...،و: عُلِّمْنٰا مَنْطِقَ الطَّيْرِ [٦]...و: مٰا أُنْزِلَتِ التَّوْرٰاةُ وَ الْإِنْجِيلُ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِهِ [٧]-الى غير ذلك من الآيات.
وجه ديگر آنكه:در قيامت دست همه متصرّفان از عمل،مقبوض و معزول باشد و كس را آنجا [٨]تصرّف نبود [٩]. آنگه استثنا كرد تايبان را،تا كفّار بر كفر اصرار نكنند و نوميد نشوند و بدانند كه ما دام تا كمال عقل بر جاى است و در تكليف گشاد است مكلّف را به خلاص خود طريقى هست به توبه،و توبه كافر رجوع باشد از كفر به ايمان،چون ايمان آرد تايب باشد.و توبه فاسق هم رجوع باشد از فسق بالنّدم على ما مضى و العزم على ان لا يعود الى مثلها في المستقبل.
[١] .دب،مب،مر:مجبّره.
[٢] .مب،مر:براى.
[٣] .مب،مر:عقاب.
[٤] .مب،مر+از.
[٥] .سوره نمل(٢٧)آيه ٢٣.
[٦] .سوره نمل(٢٧)آيه ١٦.
[٧] .سوره آل عمران(٣)آيه ٦٥.
[٨] .مب،مر:را مجال.
[٩] .مب،مر:نباشد.