روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٧ - ترجمه
حاطب بن ابى بلتعه بر پاى خاست و چون درخت بيد مىلرزيد و گفت:يا [١]رسول اللّه!اين نامه من نوشتم [٢]،و به آن خداى كه تو را بحق به خلقان فرستاد كه نه از سر نفاقى [٣]كردم،و مرا از پس اسلام نفاق نيست،و از پس يقين شكّ نيست،و لكن مرا در مكّه قبيلهاى و قرابتى هست [٤]،انديشه كردم كه اگر دست ايشان را باشد بر ما،اين نامه وسيلتى بود مرا به ايشان،براى اين كردم.
يكى از جمله صحابه [٥]گفت:يا [٦]رسول اللّه!دستور باش [٧]تا گردنش بزنم كه منافق است؟رسول-عليه السلام-گفت:نبايد،كه او از اهل بدر است،
و لعل الله اطلع اطلاعة فغفر لهم ،و همانا [٨]خداى تعالى اطّلاعى كرده باشد،و ايشان را بيامرزيده [٩]،و لكن
[اخرجوه من المسجد] [١٠]،[٤١٥-پ]و لكن از مسجدش بيرون كنيد [١١].مردم دست به پشتها مىنهادند [١٢]و او را مىانداختند،و او با پس مىنگريد تا مگر رسول -عليه السلام-رحمت كند،او را بازخواند.چون به در مسجد رسيد،رسول -عليه السلام-گفت:بازآريدش [١٣]،او را بازآوردند،گفت:يا حاطب!تو را عفو كردم،توبه كن كه دگر [١٤]مانند اين نكنى،خداى تعالى به نهى ايشان اين آيت فرستاد: لاٰ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكٰافِرِينَ[أَوْلِيٰاءَ] [١٥]-الآية.
ابو صالح روايت كرد از عبد اللّه عبّاس كه:آيت [١٦]در منافقان آمد-عبد اللّه ابىّ
[١] .مج،وز،آج،لب،فق:اى.
[٢] .دب،مب:نوشتهام.
[٣] .لب:نفاق.
[٤] .همه نسخه بدلها بجز وز و دب:نيست.
[٥] .اساس:اصحاب،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .دب:ندارد،ديگر نسخه بدلها:اى.
[٧] .آج،لب،فق،مب،مر:دستور باشد.
[٨] .مر+تا.
[٩] .مج،وز:آمرزيده.
[١٠] .اساس كه در اين مورد نونويس است:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١١] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:از مسجدش به در كنيد،مر:از مسجد به درش كنيد.
[١٢] .اساس كه نونويس است و مب،مر:دست به دستها مىنهادند،با توجّه به مج،وز تصحيح شد،دب، لب:دست به پشت او مىنهادند،آج:دست به پشت اوها مىنهادند،چاپ شعرانى(٣/٣):دست به پشت اوها مىزدند.
[١٣] .مج،وز:بازآرش،مب،مر:بازآريد.
[١٤] .مج،وز،آج،لب،فق:توبه كن و دگر،مب،مر:توبه كن كه ديگر.
[١٥] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها،از قرآن مجيد افزوده شد.
[١٦] .آج،لب،فق،مب،مر+اين.