روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٦ - ترجمه
آن بود كه علم تورات و بيان احكام تورات به ايشان آمد.
بَغْياً بَيْنَهُمْ ،اى ظلما و طلبا للملك و الرّئاسة،براى طلب ملك و رياست.و «بغى»طلب باشد در لغت،و در عرف و شرع طلب چيزى كردن باشد به ناحق.و «باغى»گويند آن[را] [١]كه بر امام به درآيد،و البغاء الطّلب،و البغاء الزّنا،قال اللّه تعالى: وَ لاٰ تُكْرِهُوا فَتَيٰاتِكُمْ عَلَى الْبِغٰاءِ [٢].
محمّد بن جعفر بن الزّبير گفت:آيت در ترسايان نجران آمد كه خلاف كردند در عيسى،و مراد به كتاب انجيل است. مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ ،پس ازآنكه علم انجيل به ايشان آمد و بيان كرده در[او] [٣]وحدانيّت خداى تعالى و عبوديّت عيسى- عليه السلام. بَغْياً بَيْنَهُمْ ،يعنى به ظلم و بغى،و تعدّى كردند اين كه كردند.
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِآيٰاتِ اللّٰهِ ،و هركه به آيتهاى [٤]خدا كافر شود و بيّنات و دلايل او، فَإِنَّ اللّٰهَ سَرِيعُ الْحِسٰابِ ،خداى-عزّ و جلّ-زود شما راست،بس بر نيايد كه اينها را با پيش خود برد [٥]،و شمارشان بر آرد،و حق برايشان بنشاند،و آنچه مستحقّ آنند از عقاب از ايشان بستاند،و وجوهى كه در«سريع الحساب»گفتهاند در سورة البقرة گفته شد.فلا معنى لإعادته.
كلبى گفت:آيت در جهودان و ترسايان آمد چون مسلمانى رها كردند و اختيار جهودى و ترسايى كردند،خداى تعالى گفت:اهل كتاب-يعنى اين دو فرقه-خلاف نكردند در ملّت يكديگر الّا بعد ازآنكه علم به ايشان آمد كه دين حق،مسلمانى است،نظيره قوله تعالى: وَ مٰا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ [٦].
قوله: فَإِنْ حَاجُّوكَ ،اى خاصموك،اگر با تو خصومت كنند يعنى جهودان و ترسايان.و خصومت ايشان آن بود كه گفتند:اى محمّد!اين جهودى و ترسايى نسب است ما را،و تو ما را به اين نسب مىخوانى [٧]و دين ما اسلام است،خداى تعالى
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .سوره نور(٢٤)آيه ٣٣.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٤] .همه نسخه بدلها:به آيات.
[٥] .مج،وز،دب،آج،لب،فق،آرد،مب،مر:دارد.
[٦] .سوره بيّنه(٩٨)آيه ٤.
[٧] .دب:نسبت مىخوانى،فق:نسبت خوانى،ديگر نسخه بدلها:نسب خوانى.