روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٩ - ترجمه
آنگه جعفر را گفت:بروى [١]كه شما ايمنى [٢]،هيچ خوفى نيست بر شما كه حزب ابراهيمى [٣].عمرو گفت:حزب ابراهيم كيستند [٤]؟گفت:اينان و صاحبشان.
ايشان [٥]انكار كردند،و گفتند:حزب ابراهيم ماييم،و آن مال و هدايا با ايشان داد،و گفت:بستانيد [٦]كه اين رشوت است،خداى تعالى [٧]كه مرا ملك داد از من رشوت نخواست.جعفر گفت:فانصرفنا و كنّا في خير دار و اكرم جوار،و خداى تعالى [٨]در خصومت ايشان اين آيت به رسول-عليه السلام [٩]-فرستاد: إِنَّ أَوْلَى النّٰاسِ بِإِبْرٰاهِيمَ، اولىتر كس از مردمان به ابراهيم آنانند كه [١٠]متابع ملّت و سنت اويند،و اين پيغامبر يعنى محمّد-صلّى اللّه عليه و آله، وَ الَّذِينَ آمَنُوا ،و آنان كه به او ايمان دارند [١١]و اتباع اويند.
وَ اللّٰهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ ،و خداى تعالى [١٢]ولىّ مؤمنان است و اولىتر [١٣]به نصرت و ولايت ايشان.رسول-عليه السلام-گفت:
لكلّ نبى ولاة من النّبيّين و انّ والىّ [١٤]منهم ابي و خليل ربّي، هر پيغامبرى را وليّى باشد از جمله پيغامبران،و ولى [١٥]پدر من است و خليل خداى،آنگه اين آيت بر خواند: إِنَّ أَوْلَى النّٰاسِ بِإِبْرٰاهِيمَ -الآية.
وَدَّتْ طٰائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتٰابِ ،آيت در معاذ جبل و حذيفه يمان و عمّار ياسر آمد آنگه كه جهودان ايشان را دعوت كردند با دين خود-و آن قصّه [١٦]در سورة البقرة برفت-خداى تعالى اين آيت فرستاد: وَدَّتْ طٰائِفَةٌ ،تمنّا كردند و خواستند[٤٣٣-ر] جماعتى از اهل كتاب،يعنى جهودان و ترسايان.و«ودادت»،تمنّا باشد و «مودّت»دوستى باشد [١٧]به معنى متلاحظند.
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:برويد.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:ندارد،ايمنى/ايمنيد.
[٣] .مب،مر:ابراهيمايد.
[٤] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:كيست.
[٥] .لب:و ايشان را،آج،فق،ايشان را،
[٦] .دب،مر:بستانى/بستانيد.
[٨] [٧] .دب،آج،لب،فق،دب+جلّ جلاله.
[٩] .دب،آج،لب،فق:آيت رسول عليه السلام را.
[١٠] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+چون.
[١١] .مر:آرند،مب:آوردند.
[١٢] .دب،آج،لب،فق+جلّ جلاله.
[١٣] .آج،لب،فق:اولى.
[١٤] .دب،آج،لب،فق،مر:وليى،مب:اولى.
[١٥] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر+من.
[١٦] .وز،دب،آج،لب،فق،مر:و قصّه آن،مب:و قصّه خود آن.
[١٧] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر+و.