روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢ - ترجمه
مستحقّ هلاكند،هلاك برآور [١]از ايشان.و اگر به خلاف اين است،ايشان را نگاه دار و هلاك مكن.
چون ارميا اين بگفت،آتشى از آسمان بيامد و جاى قربان از بيت المقدّس بسوخت،و نه در از درهاى او به زمين فروشد.ارميا بيوفتاد و بىهوش شد.چون در آمد [٢]گفت:بار خدايا!نه مرا وعده دادى كه بىدعاى تو اينان را هلاك نكنم؟هم آن فريشته آمد و گفت:خدايت[٣٤٨-پ]سلام مىكند و مىگويد:تا تو دعا نكردى،عذاب نفرستادم.
ارميا بدانست كه آن فريشتهاى بوده است [٣]از قبل خداى تعالى فرستاده [٤]بر سبيل امتحان،و او آن دعا بر بنى اسرايل [٥]كرده است [٦]و آن اخلاق و اوصاف در ايشان بوده است،و آن فريشته را راستگو [٧]بود در [٨]آنچه گفت.
ارميا برخاست و بيت المقدّس رها كرد و بگريخت،و بختنصّر در افتاد [٩]و بيت المقدّس خراب كرد و اهلش را كه بنى اسرايل بودند به سه قسمت كرد:بهرى [١٠]را بكشت و ثلثى را اسير كرد و ثلثى را رها كرد در شام تا در دست [١١]او باشند.آنگه [١٢]بفرمود تا كودكان اين ثلث را كه اسير كرده بودند بياوردند [١٣]،صدهزار به عدد بر آمدند از ميان ملوك و امراى لشكر خود ببخشيد،هر پادشاهى را چهار برسيد.برخاست و
[١] .تب:هلاك ايشان كن و دمار برآور.
[٢] .تب،دب،آج،لب،فق،مب،مر:چون با خود آمد.
[٣] .اساس:بودست/بوده است،مج،وز:فرشته است.
[٤] .اساس:فرستاد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .اساس:در حاشيه زير وصالى رفته و كلمه به صورت«اهل بابل»دوبارهنويسى شده،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .اساس:كردست/كرده است.
[٧] .مج،وز:راستيگر.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:از.
[٩] .اساس:در حاشيه زير وصالى رفته و به صورت«بيامد»دوبارهنويسى شده،با توجّه به تب تصحيح شد.
[١٠] .اساس:در حاشيه زير وصّالى رفته و به صورت«ثلثى»دوبارهنويسى شده،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١١] .مج،وز:از دست،تب،دب،آج،لب،فق،مب،مر:زيردست.
[١٢] .اساس:در حاشيه زير وصّالى رفته و كلمه به صورت«پس»دوبارهنويسى شده،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٣] .مب:بر آوردند.