روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤ - ترجمه
استخوانهاى پوسيده گشته و متفرّق شده مجتمع شوى.به فرمان خداى با هم آمدند،و آواز [١]آمد كه:اى گوشت!بر او پوشيده شو [٢].پوشيده شد.گفت:پوست[٣٤٩-ر]بر سر او پوشيده شو.چنان شد،و خداى تعالى جان در او آفريد،برخاست[به فرمان خداى] [٣]و نهق [٤]و بانگ كرد.اين روايت وهب است.
فاما قول آنان كه گفتند:عزير بود،خبرى است از موسى بن جعفر [٥]-عليهما السّلام-كه گفت:در وقتى كه من از دشمنان مىگريختم و متنكّر مىرفتم،به بهرى از دههاى [٦]شام برسيدم.كوهى ديدم،و از آن دهها كه بر حوالى آن بود مردم بسيار بيرون مىآمدند [٧]و برآن كوه مىشدند.
من پرسيدم ايشان را كه:اين چه جاى است،و شما كجا مىروى؟گفتند:در اين كوه غارى است،و در آن غار راهبى است ما را،سال تا سال يكبار [٨]ازآنجا بيرون آيد و[براى ما] [٩]چيزى گويد،و ما را مشكلى كه بايد [١٠]از او بپرسيم.
گفت:من نيز در ميان ايشان برفتم تا بر كوه شدم [١١]،منبرى بياوردند و بنهادند،و پيرى را از ديرى بيرون آوردند ابروها بر چشمها فروافتاده و به عصابه ابروى او بر پيشانى او بستند،و او برآن منبر نشست [١٢]و يكبار به آن قوم در نگريد،چشمش براساس
[١] .:در حاشيه زير وصّالى رفته و به صورت«جمع شد ديگر ندا»،مج:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .مب،مر:شويد.
[٩] [٣] .اساس:در حاشيه زير وصّالى رفته،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .همه نسخه بدلها بجز مب:نهيق.
[٥] .همه نسخه بدلها بجز مر:موسى جعفر،كه با توجّه به روال كتابت و ملاحظه قرينه در سطور بعدى براساس مرجّح مىنمايد.
[٦] .اساس:در حاشيه زير وصالى رفته و به صورت«به شهرى از شهرهاى»نونويسى شده است،با توجّه به تب تصحيح شد،دب،آج،لب،فق،مب،مر:به شهرى از دههاى.
[٧] .اساس:در حاشيه زير وصالى رفته و به صورت«آمده»نونويسى شده است،با توجّه به تب و همه نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:يك زمان.
[١٠] .همه نسخه بدلها:كه باشد.
[١١] .اساس به صورت«شديم»نونويسى شده،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .همه نسخه بدلها:بنشست.