روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦ - ترجمه
مىخوانند و گويندگان در انواع علومش سخن مىگويند از قرائت و تفسير و تأويل و فقه[و كلام] [١]و حدود و احكام و حلال و حرام سخن مىگويند [٢]و بنمىرسد.
گفت:نكو گفتى.مرا خبر ده ازآنكه ما و شما مىگوييم كه اهل بهشت طعام و شراب خورند و ايشان را بول و غائط نباشد[٣٤٩-پ]مثال آن در دنيا چيست؟ گفت:جنين در شكم مادر كه طعام و شراب كه مادر خورد او از آن نصيب يابد و او را بول و غائط نباشد.
گفت:نكو گفتى و راست گفتى [٣].خبر ده مرا [٤]از كليد بهشت تا [٥]از زر است يا از سيم يا از چيست؟گفت:كليد بهشت نه از زر است و نه از سيم،كليد بهشت زبان بنده مؤمن است كه در دهن بگرداند و بگويد: لاالهالّااللّه.ترسا گفت:همه [٦].
نكو گفتى و راست گفتى و لكن تو را مسألهاى پرسم [٧]كه در او متحيّر فرومانى.
گفت:اگر جواب گويم و صواب باشد ايمان آرى و به دين ما در آيى؟گفت:بلى.
و بر اين عهد كردند.گفت:بيار.
گفت:مرا خبر ده از آن دو برادر همشكم كه به [٨]يك شب از مادر جدا شدند و به يك روز با پيش خداى شدند،و چون بمردند يكى را دويست سال بود و يكى را صد سال.گفت:ايشان عزر و عزير [٩]بودند كه دو توأم [١٠]بودند در يك شكم،به يك شب بزادند و پنجاه سال با يكديگر بودند.پس از آن،يك روز عزير به بعضى دهها رفته بود،ازآنجا مىآمد بر چهار پاى نشسته و پارهاى انگور و انجير در سلّهاى نهاده و
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .تب،دب،آج،لب،فق،مب،مر+به غور آن و معنى حقيقت آن.
[٣] .تب+رهبان گفت،ديگر نسخه بدلها+گفت.
[٤] .آج،لب،فق،مب:ما را.
[٥] .تب،آج:يا.
[٦] .اساس در حاشيه زير وصّالى رفته و به صورت«محمد رسول اللّه»دوبارهنويسى شده است،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .تب،دب،آج،لب،فق:مىپرسم.
[٨] .اساس در حاشيه زير وصّالى رفته و به صورت«كه با هم»دوبارهنويسى شده است،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:عزير و عزر مب،مر:عزير و عزره.
[١٠] .همه نسخه،بدلها:كه ايشان توأم.