روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦ - ترجمه
وصيّت كرده [١]است كه در آنجا خنبى [٢]در زير خاك كرده است [٣]نسخهاى از تورات [٤]در آنجا نهاده است [٥].برفتند و باز كردند و برگرفتند و به آنكه عزير مىخواند مقابل [٦]كردند،حرفى كما بيش [٧]نبود،به او ايمان آوردند و او را باور داشتند،و هيچكس پيش از عزير تورات از بر نخواند،گفتند:جهودان را اين شبهه شد،و گفتند:اين اختصاص كه او [٨]را هست بيش از پيغامبرى است،بايد كه [٩]اين پسر خداى باشد-تعالى علوّا كبيرا-چنان كه خداى تعالى از ايشان حكايت كرد في قوله: وَ قٰالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّٰهِ [١٠]،و قصّه اين در سورة التّوبة بيايد-انشاءاللّه تعالى. فَلَمّٰا تَبَيَّنَ لَهُ ،چون پيدا شد او را و به عيان بديد [١١]،و به يقين بدانست [١٢]،معنى آن است كه:[آنچه] [١٣]به دليل شناخت به ضرورت بديد،گفت: أَعْلَمُ أَنَّ اللّٰهَ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ،مىدانم كه خداى بر همه چيزى قادر است.
جمله قرّاء خوانند [١٤]:«اعلم»به فتح«الف»و قطع او و[به] [١٥]ضمّ«ميم»بر خبر،مگر حمزه و كسائى كه ايشان خوانند:«قال اعلم»به«الف»وصل و سكون «ميم»بر امر،و در شاذّ عبد اللّه عباس و ابو رجاء العطاردىّ هم چنين خواندند [١٦].
وهب منبّه گفت:در بهشت هيچ سگ نخواهد بودن و هيچ خر مگر سگ
[١] .مج،وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:هست بر او وصيّت كرد.
[٢] .اساس:كلمه نونويس است و به صورت«آن رز صندوقى»نوشته شده،با توجّه به تب تصحيح شد،ديگر نسخه بدلها:آنجا خمى.
[٣] .اساس:كردهاند،تب:خنبى است در زير خاك،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .تب:نسخت تورات.
[٥] .اساس:كردهاند،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .تب،مب،مر:مقابله.
[٧] .تب،كموبيش،مج:كم بيش،مر:بيشوكم.
[٨] .همه نسخه بدلها:اين.
[٩] .تب،مج،وز،تا.
[١٠] .سوره توبه(٩)آيه ٣٠.
[١١] .همه نسخه بدلها بجز تب:بديدند.
[١٢] .مب:بدانستند.
[١٥] [١٣] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٤] .همه نسخه بدلها بجز تب:خواندند.
[١٦] .تب:هم اين خوانند،مج،وز،دب،آج،لب،فق:هم اين خواند،مب:هم اين خواندند.