روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٠ - ترجمه
كه«واو»ايجاب ترتيب نكند،براى آنكه«واو» [١]را معنى جمع باشد،نبينى كه چون گويى:جاءني زيد و عمرو،آنگه چون خواهى كه اختصار كنى و به تثنيه بگويى گويى:جاءني الرّجلان،و آنجا ترتيب صورت نبندد همچنين در حال تفصيل.و دگر آنكه در جايها استعمال كنند كه ترتيب صورت نبندد آنجا،نحو قولهم:اشترك زيد و عمرو و اختصم زيد و عمرو،اقتتل [٢]زيد و عمرو،مانند [٣]اين بسيار است،و چون ترتيب خواهند،[فا] [٤]بيارند براى تعقيب،و چون تراخى باشد«ثمّ» آرند.
اما قوله: مَعَ الرّٰاكِعِينَ ،و [٥]در او دو قول گفتند:يك قول آنكه ركوع كن چنان كه ديگر راكعان مىكنند،و يكى آنكه نماز به جماعت كن تا به ركوع ايشان ركوع كنى.
ذٰلِكَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَيْبِ [٦] ،«ذلك»اشارت است به آن خبر كه داد [٧]از زكريّا و يحيى و مريم و عيسى.و«انباء»اخبار باشد،واحدها«نبأ».و غيب آن بود كه از تو غايب و پوشيده باشد،يعنى اين كه ما با تو گفتيم از اخبار مقدّمان از خبرهاى غيب است.
نُوحِيهِ إِلَيْكَ ،ما بر تو وحى مىكنيم،و در آيت احتجاج است بر مشركان براى آنكه مانند اين يا از مشاهده و معاينه دانند يا از قرائت كتب[٤٢٤-پ]،يا از تعليم معلّمان و اخبار مخبران،يا به وحى خداى تعالى،و آن سه در حقّ رسول-عليه السلام- نبود به اتّفاق جز چهارم نماند.
[و] [٨]وحى به معانى آمد وحى ارسال فرشته باشد به پيغامبرى براى اعلام مصالح،و در شرع چون اين لفظ اطلاق كنند از او اين مفهوم باشد،و اين آيات را بر اين تفسير دهند: إِنّٰا أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ كَمٰا أَوْحَيْنٰا إِلىٰ نُوحٍ [٩]،و: كَذٰلِكَ أَوْحَيْنٰا [١٠]و:
[١] .آج،لب،فق،مب،مر:او.
[٢] .وز،مب:و اقتتل.
[٣] .مب،مر:و مانند.
[٤] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .آج،لب،فق:ندارد.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+نوحيه اليك.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:به آنكه خبر داد.
[٨] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .سوره نساء(٤)آيه ١٦٣.
[١٠] .سوره شورى(٤٢)آيه ٧.