روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٩ - ترجمه
از من است،و نور چشم من است،و ميوه دل من است،و جان من است از ميان پهلوهاى من،و او حور است [١]جز آنكه انسى نسب است از من.در محراب خود بايستد پيش خداى-عزّ و جلّ-نور روى او فريشتگان را همچنان روشنايى دهد كه ستارگان آسمان اهل زمين را.
خداى تعالى فرشتگان را گويد:پرستار [٢]مرا بينى [٣]فاطمه [٤]سيّده زنان را [٥]پرستاران من،از پيش من ايستاده،پهلوهاى او مىلرزد از ترس من،و روى به عبادت من كرده است،شما را گواه مىگيرم [٦]كه او را و شيعه او را از آتش دوزخ ايمن كردم.
و آنچه در حقّ مريم گفت: اِصْطَفٰاكِ وَ طَهَّرَكِ -الآية،به موجب اين خبر او گزيده زنان اوّلين و آخرين است.و امّا قوله: وَ طَهَّرَكِ ،در حقّ او و فرزندان او و شوهر او فرمود: وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً [٧]،و او را نيز پاك كرد از حيض و استحاضه و نفاس،و يك تفسير اين گفتند بتول را.در اخبار اميرالمؤمنين على [٨]روايت كند از رسول -عليه السلام-كه او را پرسيدند كه:يا رسول اللّه!ما از تو چند بار شنيديم كه گفتى:
مريم«بتول»است،و فاطمه بتول است،بتول چه باشد؟گفت:بتول از زنان آن باشد كه او را عذر حيض نبود،و او سرخى نبيند،و مريم و فاطمه چنيناند كه حيض در دختران پيغامبران مكروه باشد،و اين دو خبر از كتابى نقل افتاد كه جدّ من خواجه امام سعيد،ابو سعيد جمع كرد نام آن الرّوضة الزّهراء في مناقب فاطمة الزّهراء.
قوله: يٰا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرّٰاكِعِينَ ،«قنوت»طول قيام باشد،و استقصاى كلام در او در ركوع و سجود برفت-فلا وجه لإعادته.
حقتعالى گفت:يا مريم قنوت كن،و اصل او دوام باشد بر كارى،يعنى ملازم عبادت باش [٩]و سجده كن و ركوع كن،و در آيت سجود در پيش ركوع آورد براى آن
[١] .حور است/حوراء است.
[٢] .آج،لب،فق:پرستدار/پرستار.
[٣] .بينى/بينيد.
[٤] .همه نسخه بدلها+را.
[٥] .همه نسخه بدلها:ندارد.
[٦] .وز،دب،آج،لب،فق،مر:گواه مىكنم.
[٧] .سوره احزاب(٣٣)آيه ٣٣.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مر+عليه السلام،مب:علىّ بن ابى طالب عليه الصّلاة و السلام.
[٩] .مج،باشد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.