روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٦ - ترجمه
آنگه تفصيل داد اين جمله را كه گفت: فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ ،براى آنكه آنان كه محكوم لهم او عليهم باشند،دو نوع باشند:امّا مؤمنان و مطيعان باشند،و امّا كافران و عاصيان.حقتعالى هر دو را تفصيل داد و حكم بگفت بقوله: فَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا ، امّا آنان كه كافر باشند و آيات و نعم مرا جحود كنند،من ايشان را عذابى كنم سخت.
و«عذاب»استمرار ألم باشد،من عذبة اللّسان لاستمراره في كلام،و منه ماء عذب لاستمراره في الحلق.و شدّت عذاب،امّا به تضعيف باشد و امّا به تنويع و امّا به استمرار.
فِي الدُّنْيٰا ،در دنيا به قتل و سبى و جلاء و جزيه و مذلّت و هوان. وَ الْآخِرَةِ ،و در آخرت در دوزخ عذاب به انواع[عقوبت] [١]وَ مٰا لَهُمْ مِنْ نٰاصِرِينَ ،«نصرت» معونت باشد بر دشمن.و«معونت»زيادت و [٢]قوّت بود دست با او يكى داشتن در قهر،و«ما»نفي است و«من»زايد است براى تأكيد نفي را،كقولك:ما في الدّار من رجل.
وَ أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا ،يك فرقه را جزا و پاداشت آن است كه گفت،و دگر فرقه را كه به خلاف آنند به خداى ايمان دارند و تصديق كردهاند او را و پيغامبران او را،و گفت ايشان كار بستهاند و بر وفق شرع عمل كرده.
فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ ،حفص و رويس به«يا»خوانند [٣]على الخبر من اللّه-جلّ و عزّ و باقى به«نون»خوانند [٤]على اخبار اللّه تعالى عن نفسه على عادة الملوك.
و توفية [٥]الحقّ اتمامه بكماله،خداى ايشان را حق به تمامى بگذارد [٦]،يا ما ايشان را به تمامى حق بگذاريم [٧]چنان كه از مستحقّ ايشان هيچ بخسى [٨]و نقصانى نباشد.و «اجر»مزد عمل بود بر وفق آن،امّا عرفا او شرعا،و در آيت دليل است بر بطلان قول آنان كه جزا بر عمل نگويند.
خداى تعالى گفت:من مزد بدهم و تمام بدهم و بخس نكنم[كه] [٩]آنگه
[١] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:ندارد.
[٤] [٣] .مب،مر:خواندند.
[٥] .دب:توفيته.
[٦] .وز،آج،لب،مب:بگزارد.
[٧] .وز،آج،لب،فق:بگزاريم،دب:بگذارديم.
[٨] .مب:سختى.
[٩] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.