روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٤ - ترجمه
بيستويكم گفت:اگر چنان كه حالت حالت سفر باشد،و مرد بر جناح سفر بود،و دبير يا آلت به دست نيايد،و وثيقه و استظهار بايد، فَرِهٰانٌ مَقْبُوضَةٌ ،به دست [گرو] [١]ى بدهد تا صاحب حق بستاند.
بيست و دوم،بازنمود كه:اين حالى است كه به اختلاف معاملان [٢]مختلف شود [٣]اگر تو را بر كسى امان باشد و گرو نستانى رواست.
بيست سهام [٤]گفت:ظنّ آن مرد نيكو گمان در حقّ خود خطا مكن،او تو را امين مىشناسد،تو خويشتن را خائن مساز،اداى امانت به جاى آر و از خداى بترس.
بيست چهارم گفت:چون گواهى [٥]در گردن تست و حقّى از آن غيرى به آن زنده خواهد شدن و اگر پنهان كنى حقّ او تباه خواهد شدن،زنهار آن گواى [٦]نبايد كه نهان كنى [٧].
بيست و پنجم[گفت] [٨]:اگر كنى دلت كه امير همه اعضاست او خائن و آثم و فاجر شود،چون او معلوم گشت ديگر اعضايت را چه حرمت ماند و از اعمال تو هيچچيز بر من [٩]پوشيده نيست كه من به اعمال و افعال و احوال تو عالمم.
قوله: لِلّٰهِ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ ،حقتعالى چون[اين] [١٠]جمله احكام شرعى بيان كرد بازنمود كه:آنچه من فرمودم تو را نه براى آن فرمودم كه مرا به آن حاجتى بود،و براى [١١]نفع و صلاح تو فرمودم چه همه ملك آسمان و زمين مراست.
اهل علم خلاف كردند در عموم و خصوص آيت في قوله: وَ إِنْ تُبْدُوا مٰا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحٰاسِبْكُمْ بِهِ اللّٰهُ .بعضى گفتند:خاصّ است در كتمان شهادت، خداى تعالى گفت:اگر چيزى آشكارا كنى يا پنهان كنى در دل از كتمان شهادت،
[١] .اساس:كلمه زير وصّالى رفته است،با توجه به مج افزوده شد.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر:معاملات.
[٣] .تب:ندارد،ديگر نسخه بدلها+و.
[٤] .وز،آج،لب:بيست و سهام،فق،مب:بيست و سيم.
[٦] [٥] .تب:ندارد،ديگر نسخه بدلها:گواهى.
[٧] .مج،وز،دب،لب،فق،مب،مر:گواهى پنهان نكنى.
[٨] .اساس كه در اين مورد نونويس است:ندارند،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .همه نسخه بدلها بجز تب:تو بر من هيچ.
[١٠] .اساس كه نونويس است:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[١١] .وز+تو و،دب،آج،لب،فق،مب،مر+تو و براى.