روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٦ - ترجمه
و قال آخر:
فاعلم و أيقن أنّ ملكك زائل
و اعلم بانّك ما تدين تدان
اى ما تجزى تجزى.و اوّل جزا نباشد،و اين را مزوّجه [١]گويند،و مثله قوله:
فَمَنِ اعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ [٢] ،و نظاير اين بسيار است،و اين طريقت مستقصىتر گفته شود.إن شاء اللّه.
ابو القاسم بن حبيب گفت،از ابو عبد اللّه بن عاد بغدادى شنيدم [٣]كه گفت، مردى جنيد را پرسيد [٤]:چون است كه خداى تعالى مكر با خود اضافه كرد،و پسنديد خود را به اين،و بر ديگران عيب كرد.جنيد گفت:ندانم كه [٥]تو چه مىگويى،و لكن من از فلان [٦]طنبورهزن شنيدم اين ابيات:
فديتك قد جبلت على هواكا
فنفسي لا تنازعني سواكا
احبّك لا ببعضي بل بكلّي
و ان لم يبق حبّك لي حراكا
و يقبح من سواك الفعل عندي
و تفعله فيحسن [٧]منك ذاكا
مرد [٨]گفت:يا سبحان اللّه!تو را از آيتى [٩]قرآن مىپرسم،مرا به شعر [١٠]طنبورهزن جواب مىدهى!گفت:من جواب تو دادم اگر عقل دارى،چون اين نمىدانى تا به زبان عاميانت بگويم تخليه و فراگذاشتن او [١١]ايشان[را] [١٢]تا مكر كنند مكرى است از او به [١٣]ايشان و آن مكر كه خداى تعالى كرد به [١٤]ايشان.اين جا القاى شبه عيسى است بر صاحب ايشان كه او را بر عيسى موكّل كردند،چون عزم كشتن عيسى كردند تا به جاى عيسى او را [١٥]بياويختند،چون بنگريدند صاحب ايشان بود-و قصّه اين
[١] .كذا:در مج،وز،ديگر نسخه بدلها:مزاوجه.
[٢] .سوره بقره(٢)آيه ١٩٤.
[٣] .مج:شنيديم،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .دب،مب،مر+كه.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر:تا.
[٦] .آج،لب،مب،مر+زن.
[٧] .كذا:در مج و ديگر نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٥٣/٣):و يحسن.
[٨] .وز،آج،لب:مردى.
[٩] .فق:آيت.
[١٠] .آج،لب،فق+زنى.
[١١] .دب:و.
[١٢] .مج:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٣] .آج،لب،فق:با.
[١٤] .آج،لب،مر:ندارد،وز:با.
[١٥] .آج،لب،فق:تا به جايى كه عيسى را.