روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣١ - ترجمه
مفسران خلاف كردند در آن طعام كه يعقوب بر خود حرام كرد پيش [١]نزول تورات.عبد اللّه عبّاس و مجاهد و قتاده و ضحّاك گفتند:سبب آن بود كه يعقوب را -عليه السلام-از عرق النّسا رنجى بود،و اصل آن رنج از رگ پيدا شده بود،او رگ بر خويشتن حرام كرد.
مقاتل و ضحّاك گفتند:سبب آن بود كه يعقوب-عليه السلام-نذر كرد كه اگر خداى تعالى او را دوازده فرزند نرينه بدهد و او به سلامت به بيت المقدّس رسد، آخرين ايشان را قربان كند.چون خداى تعالى او را دوازده فرزند بداد،او خواست تا به نذر وفا كند،برخاست [٢]تا به بيت المقدّس آيد،خداى تعالى فرشته فرستاد به او [٣]و او را گفت [٤]:من تو را عفو كردم از [٥]اين نذر به امتحانى كه تو را كنم [٦].يعقوب شاد شد،و يعقوب فردى بود قوى و بطّاش و كس پيش او به كشتى بنهايستادى،و در [٤٤١-پ]مصارعت قوّت او نداشتى.فرشته [٧]آمد در پيش او،او گمان برد [٨]كه او دزدى است از سر قوّت خود با او درآويخت.آن فرشته [٩]آمد در پيش او،او گمان برد [١٠]كه او دزدى است از سر قوّت خود با او درآويخت.آن فرشته چيزى بر ران يعقوب زد،ران او درد گرفت و دردى عظيم در او پديد آمد.او از آن رنجور شد،و يعقوب-عليه السلام- گوشتى دوست داشتى كه در او رگ بود،او با خداى نذر كرد كه اگر به شود از آن نيز نخورد،و اين قول ضعيف [١١]است.ابو العاليه و مقاتل و كلبى گفتند گوشت اشتر و شير شتر [١٢]بر خود حرام كرد.
شهر بن حوشب روايت كرد از عبد اللّه عبّاس كه:جماعتى جهودان پيش رسول آمدند و گفتند:يا ابا القاسم!ما را خبر ده تا آنچه طعام بود كه يعقوب بر خود حرام كرد پيش ازآنكه تورات فرمود آمد [١٣]؟رسول-عليه السلام-گفت:به [١٤]خداى بر شما، نه شما مىدانيد [١٥]كه يعقوب-عليه السلام-بيمار شد بيمارى سخت؟نذر كرد كه اگر
[١] .مب+از.
[٢] .مج:بر خواست،با توجّه به وز تصحيح شد.
[٣] .دب:فرشته را به او بفرستاد،مب،مر:فرشته را بفرستاد به او.
[٤] .مب،مر+خداى تعالى مىفرمايد كه.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر:به.
[٦] .وز:گفتم.
[٩] [٧] .دب،آج،مب:فرشته.
[١٠] [٨] .مب:يعقوب گمان بردى.
[١١] .مج:عظيم،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .دب:اشتر.
[١٣] .آج،لب،فق:فرود نيامده بود.
[١٤] .مب،مر+حقّ.
[١٥] .دب،آج،لب:مىدانى/مىدانيد.