روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٧ - ترجمه
ظالم [١]باشم [٢]و من ظالمان را دوست ندارم،و آنكه ظالمان را دوست ندارد براى ظلمشان كى روا دارد كه ظلم كند!و چون ظالم را دوست ندارد [٣]نخواهد،كه محبّت اراده بود على وجه،و در اين لفظ هم دليل است بر بطلان مذهب اهل جبر.و حدّ و حقيقت ظلم گفتهايم،و اصل او در لغت نقصان باشد.
ذٰلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ ،اشارت است به آنچه از قصّه پيغمبران [٤]رفت،اى ذلك الّذي قصصت عليك،يعنى اين كه بر شما خواندم از قصّه زكريّا و يحيى و مريم و عيسى از آيات و دلالت و معجزات،و«ذكر»هم گفت باشد و هم ياد كرد،و اين جا مراد گفتارى است كه شنونده به آن متذكّر شود.
در خبرى مرفوع،آمد از رسول-عليه و على آله الصّلاة و السلام [٥]-كه:مراد به «ذكر»در اين آيت قرآن است،بيانه قوله: يس، وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ [٦].و گفتهاند:
مراد لوح محفوظ است.و مراد آنچه در لوح نوشته باشد،براى آن«ذكر»را حكيم خواند كه چون خواننده و نظركننده به آن معتبر شود پندارى دليل ناطق است بمثابت گوينده كه حكيم باشد و حكمت بر زبان راند،چنان كه دلالت را دليلى [٧]خوانند براى آنكه از بيان [٨]به جايى [٩]باشد كه پندارى راهنماينده اوست.و نَتْلُوهُ ،را دو معنى باشد:يكى آنكه نكلّمك به،ما بر تو مىخوانيم و با تو مىگوييم،و دگر آنكه جبريل را مىفرمايم [١٠]تا بر تو خواند،و براى آنكه امر اوست با خود حواله كرد،و«ذلك»در محلّ رفع است به ابتدا،و در خبر او دو قول است:يكى نَتْلُوهُ ،و دگر مِنَ الْآيٰاتِ ،اى ذلك الّذي نتلوه عليك من الآيات.
إِنَّ مَثَلَ عِيسىٰ عِنْدَ اللّٰهِ ،سبب نزول آيت[آن] [١١]بود كه وفد نجران چون بيامدند
[١] .دب:ظلم.
[٢] .مج،دب،آج،لب،مب،مر:باشد،با توجّه به وز تصحيح شد.
[٣] .دب+ظلم دوست ندارد،و چون ظلم دوست ندارد.
[٤] .وز،دب:پيغامبران.
[٥] .آج،لب،فق:رسول عليه السلام.
[٦] .سوره يس(٣٦)آيه ١ و ٢.
[٧] .مب:دليل.
[٨] .آج،لب،فق:ازينان،مر:از اينان.
[٩] .مج+كه،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[١٠] .مر:مىفرماييم.
[١١] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.