روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٦ - ترجمه
نباتا حسنا،و همچنين گفت في قوله: وَ اللّٰهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ [١]فنبتّم [٢]نباتا.
و ضحاك گفت از عبد اللّه عبّاس:معنى قبول چنين است كه او را توفيق داد تا ره نيك بختان سپرد. وَ أَنْبَتَهٰا نَبٰاتاً حَسَناً ،يعنى او را تمام خلق راست اندام آفريد.
وَ كَفَّلَهٰا زَكَرِيّٰا ،ابن كثير و نافع و عاصم به روايت ابو بكر و ابو عمرو و ابن عامر و يعقوب خواندند به تخفيف«فا»و رفع«زكريّا»بر فاعليّت،چنان كه فعل زكريّا را باشد،يعنى زكريّا او را كفالت كرد و در خويشتن پذرفت.و باقى قرّاء به تشديد خواندند.و نصب«زكريّا»بر آنكه مفعول به باشد،و فعل،فعل خداى-جلّ جلاله- باشد متعدّى به دو مفعول،و معنى آن بود كه:خداى-جلّ جلاله-او را با زكريّا گذاشت.
مفسران گفتند:چون حنّه بار به مريم بنهاد او را در خرقه پيخت [٣]و بياورد و در مسجد پيش احبار و علما بنهاد-و ايشان[٤٢٠-پ]سد نه و حجبه بيت المقدّس بودند-چنان كه امروز بنى شيبه سدنه كعبهاند-گفت:بر گيريد اين نذيره را،يعنى آنكه نذر در حقّ او آمد.زكريّا گفت:من اولىترم به او،براى آنكه خاله او در خانه من است.احبار گفتند:ما بدين راضى نباشيم كه اگر به خاله رها كردندى به مادرش رها كردندى،و در او منافسه و مناقشه كردند براى آنكه عمران امامى بود در ميان ايشان و صاحب قربان ايشان بود،هركسى رغبت كرد كه تولّاى تربيت فرزند او كند.
[چون] [٤]گفتا گوى [٥]بسيار شد،قرار دادند بر قرعه كه قرعه بر افگنند [٦]،هركس كه نام او به قرعه برآيد به اوش [٧]دهند و ايشان بيست و نه مرد بودند،برفتند و هريكى تيرى بتراشيد [٨]و نام خود بر او نقش كرد [٩]و به كنار جوى اردن [١٠]آمدند و تيرها در آب
[١] .سوره نوح(٧١)آيه ١٧،آج،لب،فق،مب،مر+نباتا.
[٢] .دب:فنبتهنّ.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:پيچيد.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .وز،لب:گفتگوى:دب،مب،مر:گفت و گوى.
[٦] .مب،مر:بيفگنند.
[٧] .وز:به او سر،مب:به اويش.
[٨] .دب،آج،فق،مب،مر:بتراشيدند،لب:به تراشيدن.
[٩] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:كردند.
[١٠] .اساس:ار ردن،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.