روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٥ - ترجمه
اخبرنا عن اعظم شهادة [١]في كتاب اللّه،ما را خبر دهد از عظيمتر گوايى [٢]كه در كتاب خداى هست،[٤٠٥-ر]خداى تعالى [٣]اين آيت بفرستاد.
در شاذّ ابو نهيك و ابو الشّعثاء خوانند،شهداء اللّه،على تقدير:هم شهداء اللّه، يعنى آن صابران و صادقان-كه ذكر ايشان در آيت برفت-گواهان خدااند بر خلقان.
و دگر قرّاء خواندند: شَهِدَ اللّٰهُ ،على الفعل.و مهلّب خواند:شهد اللّه،بنصب على الحال و المدح.
مفسران در معنيش خلاف كردند،مجاهد گفت:حكم اللّه،حكم كرد خداى تعالى.فرّاء و ابو عبيده گفتند:قضى اللّه.مفضّل گفت:اعلم اللّه.بعضى دگر گفتند:
بيّن اللّه،خداى تعالى بيان كرد.ابن كيسان گفت:شهد اللّه بتدبيره العجيب و صنعه المتقن و اموره المحكمة انه لا اله الّا هو،گفت:خداى گوايى [٤]داد به تدبير عجيب و صنع محكم و افعال متقن كه:او يكى است.و اين چنان است كه بعضى خطبا گفتند [٥]:سل الأرض من شق انهارك و غرس اشجارك و جنى ثمارك؟فان لم يجبك حوارا اجابتك اعتبارا،از اين زمين بپرس كه:جويهايت كه بشكافت،و درختانت كه نشاخت [٦]و ميوههات كه به بر آورد [٧]؟اگر به زبان محاورتت جواب ندهد،به زبان اعتبارت جواب دهد،و ابو العتاهية گفت [٨]:
الا انّنا كلّنا بائد
و اىّ بني آدم خالد
و بدؤهم كان من ربّهم
و كلّ الى ربّه عائد
و للّه في كلّ تحريكة
و تسكينة ابدا شاهد [٩]
و في كلّ شىء له آية
تدلّ على انّه واحد
بعضى اعراب را گفتند:ما الدّليل على انّ للعالم صانعا،چه دليل است برآن
[١] .ج،لب،فق،مر:شهادات.
[٢] .مب:ندارد،ديگر نسخه بدلها:گواهى.
[٣] .عبارت«خداى تعالى»در اساس تكرار شده است،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٤] .همه نسخه بدلها:گواهى.
[٥] .مر:گفتهاند.
[٦] .دب:نشانده،آج،لب،فق،مب،مر:نشاند،نيز در اساس كلمه به صورت«نشاند»هم ضبط شده است.
[٨] [٧] .آج+شعر.
[٩] .كذا:در اساس و همه نسخه بدلها،ديوان ابى العتاهيه.(بيروت ١٩٦٤/١٣٨٤)،ص ١٢٢:و فى كلّ تسكينة شاهد.