روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٥٠
ساقط باشد،سواء اگر مال دارد و اگر ندارد.
دليل ما و شافعى خبر خثعمه است كه بيامد و رسول را گفت:يا رسول اللّه! فرض حجّ،پدرم را دريافت و او پير پير [١]است،و بر راحله نتواند نشستن،روا باشد كه من از او [٢]حجّ كنم؟گفت:روا باشد.گفت:يا رسول اللّه!سود دارد او را؟گفت:
أ رأيت لو كان على ابيك دين فقضيته[٤٤٤-پ]أ ما كان يجزي،قالت:نعم.قال:
فدين اللّه احقّ، گفت:چه گويى اگر بر پدرت وامى باشد؟تو بگذارى،روا باشد؟ گفت:بلى،گفت:وام خداى اولىتر.
و امّا آنكس كه بيمار باشد-بيمارى كه اميد برء باشد او را-روا نباشد كه از او حجّ كنند به نيابت،براى آنكه او آيس نيست ازآنكه به نفس خود حجّ كند،اگر كسى از او حجّ كند روا نباشد به نزديك شافعى،و به نزديك ابو حنيفه روا باشد.
و«استطاعت»در لغت آن باشد كه فعل به او [٣]طوع تو باشد از قدرت و آلت،و در شرع عبارت است در باب حج از اين كه گفتيم.
وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِينَ ،هركه كافر شود،خداى تعالى مستغنى است از جهانيان،معنى آن است:تا بدانند كه مرا در كردن حجّ و عبادت شما منفعتى نيست.
مفسران در تعيين [٤]آن خلاف كردند.عبد اللّه عبّاس و حسن و ضحاك گفتند:
مراد آن است كه هركه جحود كند وجوب حجّ را.مجاهد گفت:مراد آن است كه اگر حجّ كند از باب [٥]برّ نبيند،و اگر نكند خويشتن مأثوم نداند.و روايت كردند از رسول-عليه السلام-كه گفت:مراد آن است[كه] [٦]:من [٧]كفر بالله و اليوم الآخر، [هركه] [٨]به خداى و قيامت كافر شود.
سعيد بن المسيّب گفت:آيت در جهودان آمد آنگه كه گفتند:حجّ كردن به خانه كعبه واجب نيست.ضحّاك گفت:چون آيت حجّ آمد،رسول-عليه السلام-
[١] .وز:پر پير.
[٢] .مر:من به نيابت او.
[٣] .وز:بازو،مر:با.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:تفسير.
[٥] .وز:لب:ارباب.
[٨] [٦] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .آج،لب،فق:فمن.