روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٥ - ترجمه
كودكان باشد و مرجع ايشان با او بودهام از اين جا گويند [١]،و اين فعل باشد به معنى مفعول،و اصل كلمه از [٢]أمّ باشد و آن قصد بود،پس هر مقصودى مرجوع را امّ گويند، و براى آن امّ خوانند آن را كه رجوع متشابه با او باشد و حمل متشابه بر او كنند،و مفزع در حلّ اشكال او باشد،و براى آن گفت كه:«امّالكتاب»،و لم يقل:امّهات الكتاب بالجمع،براى آنكه اين آيات در اين حكم چون يك آيت است.
و وجهى ديگر آن است كه:اشارت به حكم است و هو الاحكام،محكمى آيت،حكمى است كه اصل كتاب است و رجوع در اين باب اعنى في ردّ المتشابه اليه و حمله عليه با او باشد.
و وجهى ديگر آن است كه:هر آيتى از او امّ است و اصل است،[كما قال اللّه تعالى] [٣]وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ آيَةً [٤]...،اى كلّ واحد منهما...،و كما قال اللّه تعالى:
وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمٰانِينَ جَلْدَةً [٥] ...، اى فاجلدوا كلّ واحد منهم ثمانين جلدة.
وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ ،«اخر»جمع اخرى باشد و از باب لا ينصرف است،و سببهاى منع صرف او صفت است و عدل او كه [٦]معدول است از اواخر [٧].و كسائى گفت:براى آنكه او جمعى است كه بر وزن او واحد نيست،پس او در جمع است سببى مكرر باشد.و بعضى ديگر نحويان گفتند:اين جمع را حمل بر واحدش كردند كه واحد او اخرى است و آن منصرف نيست.
مُتَشٰابِهٰاتٌ ،و متشابه آن باشد كه مراد در او متشبه [٨]باشد مراد از ظاهرش ندانند،و اقوال علما در اين حكم [٩]و متشابه مختلف است.قتاده و ضحّاك و ربيع و سدّى گفتند:محكم ناسخ باشد كه بر او عمل بايد كردن،و متشابه منسوخ بود [١٠]كه به
[١] .مب:دانند.
[٢] .اساس،دب،آج،لب،فق،مب،مر:آن،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٣] .اساس كه نونويس است:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .سوره مؤمنون(٢٣)آيه ٥٠.
[٥] .سوره نور(٢٤)آيه ٤.
[٦] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:و عدل كه او.
[٧] .فق:آخر،دب:از او اواخر.
[٨] .مج،وز،مب:مشتبه.
[٩] .مج،وز:علما در محكم،دب،آج،لب،فق:در اين محكم.
[١٠] .همه نسخه بدلها بجز وز،مب،مر:باشد.