روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٦ - ترجمه
روز كه سايه نباشد مگر سايه عرش.
عبد اللّه عمر روايت كند [١]كه رسول-عليه السلام-گفت:هركه خواهد كه دعاى او اجابت كنند و غمهايش [٢]كشف كنند بايد كه بر معسر سختى نكند.
حذيفه يمان [٣]روايت كند كه،روز قيامت بنده را بيارند او گويد:بار خدايا [٤]! در عمر خود خويشتن را عملى صالح نمىدانم جز آنكه مرا در دنيا مالى دادى،من درويشان را به وام دستگيرى كردم [٥]،چون نداشتند كه قضا كنند بر ايشان سختى.نكردم.خداى تعالى گويد[٣٧٣-پ]:من اولىترم كه تو را دست گيرم [٦]كه.
درماندهاى
فتجاوزوا عن عبدى ،از بنده من درگذارى.
ابو مسعود الانصارىّ گفت:گواهى دهم كه حذيفه اين حديث از رسول -عليه السلام-شنيد.
بريده روايت كند از رسول-عليه السلام-كه گفت:هركه او وامدار معسر [٧]را.مهلت دهد به هرروزى صدقه بنويسند او را [٨][و هركه مهلت دهد او را خداى تعالى.او را صدقه بنويسد [٩]هرروزى بمانند آنكه او را بر او باشد] [١٠]بمانند آن مال كه او را برآن غريم باشد.[من گفتم:اى رسول اللّه اوّل فرمودى به هرروزى صدقه بنويسند او را،دگرباره گفتى بمانند آنكه او را بر او باشد [١١]هر روز صدقه بنويسند او را؟ گفت:بلى.اوّل پيش اجل [١٢]گفتم،دوم پس اجل [١٣]] [١٤]جابر بن عبد اللّه انصاري به در سراى وام دارى شد كه بر او وامىداشت [١٥]تا
[١] .تب،دب،آج،لب،فق،مر:كرد.
[٢] .تب،مر:و غمهاى او،مج،وز،دب،مر،آج،لب،مب،فق:غمهاى او را.
[٣] .همه نسخه بدلها،بجز دب:حذيفة بن اليمان.
[٤] .همه نسخه بدلها+من.
[٥] .تب،دب:و من درويشان را دستگيرى كردم و آج،لب،فق،مب،مر:من بر درويشان دستگيرى كردم و.
[٦] .تب:دستگيرى كنم.
[٧] .مج،وز:وام دارد معسر،دب:وام دارى معسر،لب،مب:وامدار و معسر.
[٨] .تب:به هرروزى كه مهلت داده باشد،خداى تعالى او را صدقه بنويسد.
[٩] .آج،لب،فق،مب،مر:بنويساند.
[١٠] .اساس:افتادگى دارد،از وز افزوده شد.
[١١] .فق،مب،مر:آنكه بر او باشد.
[١٢] .مج،وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:پيش از اجل.
[١٣] .مج،وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:پس از اجل.
[١٤] .اساس:افتادگى دارد،از تب افزوده شد.
[١٥] .تب:بروى وام.