روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٨ - ترجمه
ذمّت [١]او وامى باشد مردم [٢]را كه آن را وجه قضا نبود.
انس مالك روايت كرد كه رسول-عليه السلام [٣]-گفت:
اياكم و الدين فانه هم بالليل و مذلة بالنهار.
و در خبر است كه:فرداى قيامت دو بنده پيش خداى شوند كه يكى را بر يكى حقّى باشد،صاحب حق به وام دارد در آويزد و گويد:[بار خدايا!بفرماى تا حقّ من.بدهد.خداى تعالى گويد:كه از عهده حقّ او به درآى [٤].گويد:] [٥]بار خدايا من از عهده حقّ او چگونه برون توانم آمدن [٦]،و آنچه حقّ اوست بر من،ندارم.حقتعالى.گويد:بنده [٧]هيچ ممكن باشد كه او را عفو كنى؟بنده گويد بار خدايا نكنم كه حقّ من بازگرفت.حقتعالى گويد:اكنون با او باش تا حقّ تو بدهد.ايشان ساعتى توقّف كنند.گرماى قيامت در ايشان كار كند و تشنگى بر ايشان غالب شود،حقتعالى بفرمايد[٣٧٤-ر]تا حجاب بر دارند از ميان آن بنده [٨]و بهشت و منازل و درجات و عرفات بهشت پيدا شود ايشان را و نسيم بهشت بر ايشان جهد [٩].مرد صاحب حق گويد:بار خدايا!اين درجات و غرفات و منازل كراست؟حقتعالى گويد:
بندهاى راست كه حقّ دارد[بر كسى] [١٠]و آنكس از قضاى حقّ او عاجز باشد او را عفو كند و حقّ خود به او رها كند.آن بنده گويد:بار خدايا!بر من گواه باش كه [١١]حقّ خود را [١٢]رها كردم.حقتعالى گويد. [١٣]تو حقّ خود رها كردى من اولىترم [١٤]كه حقّ خود بر بنده خود رها كنم.درست در [١٥]دست يكديگر نهيد [١٦]و به بهشت رويد.
وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللّٰهِ ،ابو عمرو و يعقوب و سلاّم و ابو بحريه [١٧]
[١] .همه نسخه بدلها:در گردن.
[٢] .همه نسخه بدلها:مردمان را.
[٣] .همه نسخه بدلها:بجز مر:از رسول-عليه السلام-كه.
[٤] .مج،وز،دب،آج،لب،فق،مب+بنده.
[٥] .اساس:افتادگى دارد،از تب آورده شد.
[٦] .تب:از عهده حقّ او چگونه به درآيم.
[٧] .فق+را،مب:اى بنده.
[٨] .تب:اين بنده،مج،وز،ميان بنده.
[٩] .همه نسخه بدلها+آن.
[١٠] .اساس:ندارد،از تب افزوده شد.
[١١] .همه نسخه بدلها،بجز تب+من.
[١٢] .مج:كه من خود را حق بر او،دب،آج،لب،فق:به او،مب،مر:بر او.
[١٣] .همه نسخه بدلها:چون.
[١٤] .مر:اولايم.
[١٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:بر.
[١٦] .تب:زنيد.
[١٧] .اساس،مج،وز:ابو بحر به(بدون نقطه)،تب،مب،مر:ابو بحيره،دب:ابو يحيى.