روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٥ - ترجمه
گفتى:مادر و پدر شما به خانه فلان و [١]فلان چيز خوردند،و از آن بهرى شما را نصيب نهادند و بهرى ننهادند.ايشان بيامدندى [٢]،مادر و پدر را گفتندى:شما فلان طعام خورديد [٣]،نصيب ما نهاديد بياريد [٤].و از فلان طعام چرا ما را ننهاديد [٥]؟ايشان گفتندى:شما چه دانيد [٦]؟گفتندى [٧]:ما را عيسى مريم گفت.ايشان گفتندى:اين كودك جا دوست،كودكان ما را بر او [٨]رها نبايد كردن كه تباه شوند.
چون عيسى-عليه السلام [٩]ايشان را طلب كردى،ايشان را در خانهها [١٠]پنهان كردندى.عيسى-عليه السلام-گفتى:ايشان در فلان خانهاند [١١].گفتندى:ذاك الخنازير.آن خوكانند،او گفتى:سيكونون كذلك،همچنين خواهند شدن [١٢].آنان بودند كه به مائده كافر شدند،و خداى تعالى ايشان را به خوك و بوزنه كرد [١٣].
سدّى گفت:چون عيسى-عليه السلام-به طلب ايشان آمد،همه را در خانه جمع كرده بودند.عيسى را گفتند:ايشان حاضر نهاند.گفت:پس در آن [١٤]خانه آوازى مىآيد.گفتند:خوكانند.گفت:چنين شوند.در بگشادند،همه خوك شده بودند.اين خبر در بنى اسرائيل فاش شد،قصد آن [١٥]كردند كه او را بكشند.
مادرش [١٦]بر گرفت و به مصر برد.
قتاده گفت:اين در وقتى بود كه مائده از آسمان برايشان فرود مىآمد،و خداى تعالى ايشان را نهى كرده بود ازآنكه ذخيره كنند،ايشان عصيان كردند و ذخيره نهادند.عيسى-عليه السلام-ايشان را گفتى:نگفتهام شما را كه [١٧]خيانت مكنيد [١٨]و
[١] .دب،آج،لب،فق:ندارد.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+و.
[٣] .مب،مر+و،دب،آج،لب،فق:خوردى/خورديد.
[٤] .دب،آج،لب،فق:ما نهادى بيارى/نهاديد بياريد.
[٥] .دب،آج،لب،فق:ما را چرا ننهادى،مب،مر:ازآنكه طعام چرا براى ما ننهاديد.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مر:دانى.
[٧] .دب،آج،لب،فق:گفتند.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:با او.
[٩] .دب،آج،لب،فق:چون عيسى مريم.
[١٠] .مج و ديگر نسخه بدلها:خانها/خانهها.
[١١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:خانهااند/خانههااند.
[١٢] .لب:خواهى شدن.
[١٣] .مب،مر:بوزينه گردانيد،دب،آج،لب،فق:بوزنه گردانيد.
[١٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:ندارد.
[١٥] .مب:او.
[١٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+او را.
[١٧] .مب+ذخيره مكنيد و.
[١٨] .دب:مكنى.