روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٨ - ترجمه
عيون من لجين في جفون
من الرّيحان زيّنها المليك
باحداق الينا ناظرات
كأنّ نضارها ذهب سبيك
على قضب الزّمرد شاهدات
بأنّ اللّه ليس له شريك
[٤٠٦-ر]چون سخن در توحيد مىرود،مدّعى و حاكم و گواه اوست:
فيك الخصام[و انت الخصم و الحكم] [١]
رسول-عليه السلام-بيامد و دعوى كرد كه:من فرستاده اويم و او را همتا و انباز نيست.گفتند:گواه تو كيست بر آنكه فرستاده اويى؟گفت:بار خدايا!اين كافران از من گواه مىخواهند.گفت:من گواه توام، وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفىٰ بِاللّٰهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ [٢].
گفتند:به يك گواه كار بر نيايد،حقتعالى گفت:گواهى با من گواهى مىدهد كه علم كتاب به نزديك اوست، وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتٰابِ [٣]،و آن پسر بو طالب [٤]است.مخالفان گفتند:جهودانند،و موافقان گفتند:آن است كه جهودان از تيغ او بهرى به دين در آمدند،و بهرى به روى [٥]در آمدند و بهرى جزيه پذيرفتند.
بىانصاف مردى،تا گواهى [٦]اوت نبايد گفتن،جهودى [٧]اختيارى كردى،تا ولايت قضاى اوت [٨]نباشد گفتن جهودى [٩]اختيار كردى آن را كه رسول [١٠]اقضى خواند، خواجه را برگ نيست كه به گواييش [١١]بدارد،گواى [١٢]خداست بر تو،شئت ام ابيت، گواى [١٣]مقبول الشّهادة و حاكمى [١٤]نافذ الحكم.
يا شاهد اللّه علىّ فاشهد
آمنت بالواحد ربّ احمد
[١] .اساس:زير وصّال رفته است،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] [٢] .سوره رعد(١٣)آيه ٤٣.
[٤] .همه نسخه بدلها:ابو طالب.
[٥] .مج،وز،مب،مر:به ديم،دب:به دم،ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٦] .همه نسخه بدلها:گواهى.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+را.
[٨] .همه نسخه بدلها:اويت.
[٩] .دب+را.
[١٠] .همه نسخه بدلها+عليه السلام.
[١١] .مج:به گواهيش دب:به گواهى هش،ديگر نسخه بدلها:گواهش.
[١٢] .همه نسخه بدلها:گواه.
[١٣] .مج،وز،آج،لب:گواهى.
[١٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:حاكم.