روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٤ - ترجمه
عبد اللّه عبّاس گفت:بالمن على اللّه و الاذى للسائل،به آنكه بر خداى منّت نهى وسايل را برنجانى.آنگه آن را مثلى زد،گفت: كَالَّذِي يُنْفِقُ مٰالَهُ رِئٰاءَ النّٰاسِ ،چنان [١]كه آنكس كه مال خود نفقه و خرج كند به رياى مردمان تا مردم [٢]گويند:او كريم و سخى است.و نصب«رئاء»بر مفعول له است.
وَ لاٰ يُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ،و به خدا و [٣]قيامت ايمان ندارد [٤]،يعنى هم مرائى بود و هم منافق [٥]،مثل او با چه ماند،مثل او يعنى مثل عمل او، كَمَثَلِ صَفْوٰانٍ ،به سنگى [٦]نرم ماند. عَلَيْهِ تُرٰابٌ ،كه بر او خاكى باشد. فَأَصٰابَهُ وٰابِلٌ ،بارانى بزرگ قطره [٧]بدو رسد،سنگ را ساده رها كند [٨]و هيچ خاك بر او نماند،چون حال بر اين جمله بود كس نتواند كه چيزى [٩]از خاك برآن سنگ بدارد،منافقان و مرائيان همچنين باشند،عملشان [١٠]با خاكى ماند بر سنگى نرم كه بارانى عظيم بر او آيد هيچ نماند [١١][از خاك] [١٢]برآن سنگ،همچنين عمل مرائى.
و دليل بر آنكه اين،دليل احباط نكند و اصحاب وعيد را به اين [١٣]تمسكى نيست،و مراد از اين آيت و ما قبلها نفى وقوع و قبول است اوّلا،و قوله: وَ لاٰ يُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ،ايمان ندارد به خدا و روز [١٤]قيامت،و اتّفاق است كه آنكس كه ايمان ندارد به خدا و [١٥]قيامت عمل او خود واقع نشود به موقع قبول،نه آنكه واقع شود.
[١] .اساس كه كلمه نونويس است،همچنان،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .تب:مردمان.
[٣] .تب،فق+به.
[٤] .اساس كه نونويس است:ندارد ايمان،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .مج،وز،دب،آج،فق،مب،مر+در عمل مرائى بود و در ايمان منافق،لب:همين عبارت را با خطى متفاوت از متن در حاشيه آورده است.
[٦] .اساس كه نونويس است:مثل سنگى،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها(با سنگى)تصحيح شد.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+باشد و.
[٨] .آج،لب،فق:رهاند.
[٩] .همه نسخه بدلها:بر او نماند نتواند كس كه چون حال بر اين جملت بود چيزى.
[١٠] .مج،وز،دب،آج،لب،مر:عمل اينان.
[١١] .اساس كه نونويس است:بر او آيد و اثر نماند،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .اساس:ندارد،از تب افزوده شد.
[١٣] .اساس كه نونويس است+آيت،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[١٤] .همه نسخه بدلها:ندارد.
[١٥] .تب+روز.