روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٣ - ترجمه
كِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَيْكَ مُبٰارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيٰاتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ [١] ،[٣٩٢-ر]و گفت: تِلْكَ آيٰاتُ الْكِتٰابِ الْمُبِينِ [٢]، و گفت: بِكِتٰابٍ [٣]فَصَّلْنٰاهُ عَلىٰ عِلْمٍ [٤]،جمله قرآن [٥]به تفصيل و تبيين وصف كرد،جز آن است كه بعضى از او به تأمّل و تدبّر توان دانستن.
دگر آنكه:نشايد در حكمت كه با رسول-عليه السلام-خطابى كند كه او نداند [٦]،و رسول از قبل او با ما آن خطاب كند و نه او داند كه چه مىگزارد،و نه ما دانيم كه [٧]چه مىشنويم.پس رسول-عليه السلام-بايد كه داند،و بايد كه عالمان ربّانى از اهل البيت و صحابه او دانند برخلاف قول [٨]اوّل.
و دگر آنكه گفت: اِتَّبِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ [٩]،و متابعت آنچه ندانند چگونه كنند.
دگر آنكه:[چون] [١٠]راسخان علم تأويل متشابه ندانند،و جز راسخان نيز ندانند،چه فرق باشد ميان راسخ و ناراسخ؟و چه فايده [١١]بود وصف ايشان در اين جايگاه به رسوخ و ثبوت قدم در علم؟چه آنان كه جاهل باشند و در علم هيچ پايه ندارند،در اين معنى با ايشان راستاند.پس آيت از معنى بشود [١٢].
دگر آنكه:از عهد رسول-عليه السلام-الى يومنا هذا نديديم كه مفسران در آيتى از آيات قرآن در تفسير و تأويل و كلام در وجوه علوم و انواع آن رها كردند و گفتند:نه علم ماست،و تفسير اين آيت جز خداى نداند،تا حروف مقطّع را در او اق[وال] [١٣]بسيار گفتند.و عبد اللّه عبّاس چون اين آيت خواندى،گفتى:انا من الرّاسخين في العلم الّذين يعلمون تأويل المتشابه،گفت:من از[آن] [١٤]راسخان علمم كه تاويل متشابه[دانند.و مجاهد گفت:من از جمله آنانم كه تأويل متشابه] [١٥]دانم.
[١] .سوره ص(٣٨)آيه ٢٩.
[٢] .سوره يوسف(١٢)آيه ١.
[٣] .كذا:در اساس و همه نسخه بدلها:ضبط قرآن مجيد:بكتاب.
[٤] .سوره اعراف(٧)آيه ٥٢.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+را.
[٦] .دب،لب،فق،مب:بداند.
[٧] .مب+مىگويد.
[٨] .همه نسخه بدلها:اقوال.
[٩] .سوره اعراف(٧)آيه ٣.
[١٠] .اساس:كلمه زير وصالى رفته است،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١١] .مب:فاييده.
[١٢] .همه نسخه بدلها:آن معنى نشود.
[١٥] [١٤] [١٣] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.