پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٦ - منظور از درهاى جهنم چيست؟
بر ديگرى گذارد و آن را گشود (اشاره به اينكه آنها طبقاتى روى همديگر قرار دارد). [١]
در حديث ديگرى از همان حضرت عليه السلام آمده سَبْعَةُ ابْوابِ النَّارِ مُتطابقاتِ؛ «هفت در در دوزخ است كه روى يكديگر قرار دارد». [٢]
و نيز در حديث ديگرى از همان حضرت نقل شده كه بعد از تفسير درهاى هفتگانه دوزخ به طبقاتى كه بعضى بالاى بعض ديگر قرار دارند، نامهاى اين طبقات را چنين شمرد: از همه پائينتر «جهنم»، و بالاى آن «لظى»، و بالاى آن «حطمه»، و فوق آن «سقر»، و بالاى آن «جحيم» و فوق آن «سعير» و برتر از آن «هاويه» است (ولى در بعضى از روايات پائينترين «هاويه» و بالاترين «جهنم» شمرده شده. [٣]
سوّمين احتمال اينكه تعدد اين درها به خاطر تعدد اقوام مختلفى است كه از آنها وارد مىشوند.
در تفسير روحالمعانى از پارهاى از منابع خبرى نقل شده كه: در اوّل ويژه مسلمانان موحّد گنهكار است، و در دوّم از آن يهود، در سوّم از آن نصارى، و در چهارم مخصوص ستارهپرستان، و در پنجم از آن مجوس، و در ششم از آن مشركان و آخرين در مخصوص منافقان است!. [٤]
چهارمين تفسير اينكه: منظور از اين درها همان اعمال و گناهانى است كه سرچشمه ورود در دوزخ است.
شاهد اين سخن اوّلًا مقابلهاى است كه با درهاى بهشت وجود دارد، و در مورد درهاى بهشت در بعضى از روايات صريحاً آمده بود كه «جهاد» يكى از درهاى بهشت است، و يا اينكه يكى از درهاى بهشت به نام «باب المجاهدين» است [٥] و در روايت ديگر اشاره به درهاى ديگرى شده كه رابطهاى با اعمال آدم همچون «صبر» و «شكر» و مانند آن دارد.
ثانياً: رواياتى است كه نشان مىدهد كه از بعضى از درهاى جهنم فرعون و هامان و قارون، و از بعضى مشركان، و از بعضى دشمنان خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وارد مىشوند [٦] اينها نيز دليل رابطه درهاى جهنم با گناهان مختلف است.
ولى سه تفسير اخير قابل جمع با يكديگر است، چرا كه طبقات جهنّم يكى از ديگرى دردناكتر، و
[١]. الدّرالمنثور، جلد ٤، صفحه ٩٩.
[٢]. نورالثقلين، جلد ٣، صفحه ١٨، حديث ٦٢.
[٣]. همان مدرك، صفحه ١٩، حديث ٦٤.
[٤]. روحالمعاني، جلد ١٤، صفحه ٤٨- تفسير قرطبى، جلد ٥، صفحه ٣٦٤٦.
[٥]. كافى، جلد ٥، صفحه حديث ٢.
[٦]. بحار، جلد ٨، صفحه ٢٨٥، حديث ١١.