پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣ - آن روز كه دود غليظى آسمان را فرا مىگيرد
غليظى صفحه آسمان را مىپوشاند و به صورت عذابى در مىآيد، مىفرمايد: «منتظر روزى باش كه آسمان، دود آشكارى پديد مىآورد، و همه مردم را فرا مىگيرد، اين عذاب دردناكى است».
فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَاْتى السَّماءُ بِدُخانٍ مُبينٍ- يَغْشَى النّاسَ هذا عَذابٌ اليمٌ
در تفسير اين آيه در ميان مفسّران گفتگو بسيار است و عمدتاً سه قول بيان شده:
بعضى آن را اشاره به عذاب روز قيامت مىدانند كه دود وحشتناك و شرربارى بر سر مجرمان سايه مىافكند، ولى اين احتمال بسيار بعيد به نظر مىرسد، چرا كه در ذيل اين آيات مىخوانيم: كافران در آن روز تقاضاى برطرف شدن عذاب الهى را مىكنند و اظهار ايمان مىنمايند، و به آنها خطاب مىشود كه «ما كمى عذاب را برطرف مىسازيم ولى شما باز به كار خود بر مىگرديد»!:
انّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَليلًا انَّكُمْ عائدُونَ (دخان ١٥).
اين معنا در قيامت متصور نيست، به خصوص اينكه در آيه بعد از آن مستقلًا اشاره به قيامت و مجازاتهاى عظيم آن شده است، و نشانه مىدهد آنچه قبل از آن ذكر شده مربوط به غير قيامت بوده است يَوْمَ نَبْطشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى انّا مُنْتَقِمُونَ (خان ١٦).
قول دوم اينكه آيه اشاره به قحطى و خشكسالى و مانند آن است كه دامان گروه عظيمى از كفار را در همان زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گرفت، آنها خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمدند و تقاضاى برطرف شدن عذاب كردند، حضرت دعا فرمود و برطرف شدن ولى باز ايمان نياوردند.
بنابراين تفسير «دُخان» (دود) اينجا به معناى مجازى است، چون در ادبيات عرب واژه «دخان» كنايه از شر و بلاى فراگير است، چنانكه فخر رازى در كلمات خود آورده است. [١]
يا از اين جهت كه هنگام خشكسالى گرد و غبار غليظ صفحه آسمان را مىپوشاند كه از آن در اينجا تعبير به «دخان» شده است، زيرا باران نقش مؤثرى در فرو نشاندن گرد و غبار و دود دارد [٢] لذا سالهاى قحطى را «سَنَةُ الغَبْراء» (سال پر گرد و خاك) يا «عامُ الرِّمادْ» (سال خاكستر) مىگويند.
اشكالى كه به اين تفسير وارد مىشود اين است كه به هر حال «دخان» در معناى حقيقتش يعنى دود به كار نرفته، و بدون وجود قرينهاى حمل بر معناى مجازى شده است.
تفسير سوّم آن است كه آيه اشاره به يكى از نشانههاى نزديك شدن قيامت مىكند كه آسمان را دود
[١]. تفسير كبير، جلد ٢٧، صفحه ٢٤٢.
[٢]. روح المعانى، جلد ٢٥، صفحه ١٠٧ و روح البيان، جلد ٨، صفحه ٤٠٦.