پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩ - ٤- فلسفه «نفخ صور»!
مىگردند.
اين پاسخى است به گفته كسانى كه در امر معاد ترديد مىكردند، و آن را مسأله محال يا مشكلى مىپنداشتند و پيوسته بر پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم خرده مىگرفتند.
ثانياً: هشدارى است به همه انسانها كه زندگى را پايدار ندانند و گرفتار غرور و غفلت نشوند، و هر زمان احتمال دهند صيحه رستاخيز و نفخه مرگ برخيزد، و آنها در همان حال به سوى ديار عدم بشتابند و با تمام آرزوهاى دور و دراز در كام مرگ فرو روند.
ثالثاً: چگونگى نفخه صور و پايان اين جهان و آغاز جهان ديگر درس تربيتى عميق ديگرى به انسانها مىدهد كه در هر لحظه و هر حال آماده استقبال از چنين حادثه عظيمى باشند، هرگز كار و وظيفه امروز خود را به فردا نيفكنند، چرا كه هيچ تاريخ معينى براى اين حادثه ناگهانى تعيين نشده، و تقريباً بدون مقدمه آغاز مىشود.
در حديثى از امام على بن الحسين عليه السلام مىخوانيم كه بعد از شرح مبسوطى درباره نفخه صور، «راوى» مىگويد: وقتى سخن امام عليه السلام به اينجا رسيد: «رَايْتُ عَلَىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ يَبْكى عِنْدَ ذلِكَ بُكاءً شَديداً»: امام عليه السلام را در اين حال ديدم كه شديداً گريه مىكند» (و از مسأله پايان ناگهانى دنيا و فرا رسيدن قيامت و حضور در پيشگاه خداوند سخت نگران است). [١]
[١]. تفسير على بن ابراهيم ذيل آيه ٦٨ زمر، جلد ٢ صفحه ٢٥٣- بحارالانوار، جلد ٦، صفحه ٣٢٤- حديث ٢.