پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨ - ٤- فلسفه «نفخ صور»!
در هر حال در اين فاصله، دگرگونىهاى عظيم در عالم هستى واقع مىشود، و عالم نوينى براى زندگى مجدّد انسانها شكل مىگيرد، و در اين فاصله موجود زنده در سرتاسر جهان جز ذات پاك حىّ قيّوم وجود نخواهد داشت.
و اينكه در دو آيه ٦٨ زمر و ٨٧ نحل با ذكر جمله الآ مَنْ شاءَ اللَّهُ (جز كسانى را كه خدا بخواهد) گروهى از مرگ در نفخه ممات استثنا شدهاند، به معناى اين نيست كه آنها نمىميرند، بلكه مرگ آنها به زمانى بعد از آن موكول مىشود، يعنى مرگ آنها تأخير دارد.
شاهد اين سخن جمله كُلُّ نَفْسٍ ذائَقةُ الْمَوْتِ مىباشد كه در سه آيه از قرآن مجيد به آن اشاره شده است. [١]
بايد توجه داشت كه «نفس» مفهوم وسيعى دارد كه همه موجودات زنده را شامل مىشود.
در اينكه چه اشخاصى استثنا شدهاند مفسّران احتمالات زيادى دادهاند: بعضى گفته اند: گروهى از فرشتگان مقرب مانند اسرافيل و جبرائيل و ميكائيل و عزرائيل هستند، بعضى حاملان عرش را نيز اضافه كردهاند، بعضى گفتهاند منظور ارواح شهداست (در بدنهاى مثالى) و بعضى خازنان بهشت و مالكان دوزخ را ذكر كردهاند.
از روايتى از امام على بن الحسين عليه السلام استفاده مىشود كه در صيحه اوّل، همه جز «اسرافيل» كه نفخ صور مىكند مىميرند، سپس او نيز به فرمان خداوند از جهان مىرود.
٤- فلسفه «نفخ صور»!
اگر حقيقت نفخ صور دقيقا براى ما روشن نباشد كه نيست، فلسفه تربيتى آن چندان پوشيده ينست، و آنچه فعلًا براى ما هم است آثار تربيتى اين عقائد حقه است.
نفخه صور اولًا بيانگر اين حقيقت است كه مسأله مرگ و حيات عمومى موجودات عالم مسأله و پيچيدهاى در پيشگاه خداوند نيست، با يك صيحه عظيم و مرموز و عالمگير همه خلايق مىميرند، و با يك بانگ عظيم مرموز ديگر همه زنده مىشوند، گويى خفتگانى بودهاند كه با اين فرياد بيدارگر، بيدار
[١]. آلعمران ١٨٥- انبياء- ٣٥- عنكبوت- ٥٧.