پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٨ - نقاط انحرافى اين استدلال
عام معروف مردم كربلا در عراق (در ١٨ ذيالحجة سال ١٢١٦) به ثبوت رساندند كه در بسيارى از تواريخ آمده است.
نقاط انحرافى اين استدلال.
١- در آيات دوازدهگانهاى كه در آغاز اين بحث درباره شفاعت آورديم و تفسير شد، اين حقيقت به خوبى روشن گرديد كه شفاعت يك اصل مسلّم قرآنى و اسلامى است، منتها شرايطى براى «شفاعت كننده» و «شفاعت شونده» در آن آمده است، بنابراين ممكن نيست كسى دم از اسلام و قرآن بزند و اين اصل را با اين همه مدارك روشن انكار نمايد، و ما تعجب مىكنيم چگونه اينها خود را مسلمان مىدانند و اين اصل را كه از ضروريات اسلام و قرآن است انكار مىكنند؟ مگر ممكن است مسلمان منكر ضروريات اسلام، و حقايق قرآن باشد؟!.
٢- شفاعتى كه قرآن ذكر كرده و از آن دفاع مىكند شفاعتى است كه خط اصلى آن به «اذن خدا» بر مىگردد، و تا او اجازه شفاعت ندهد كسى حق شفاعت را ندارد، و به تعبير ديگر شفاعتى است از بالا و به اذن پروردگار، نه شفاعتى همچون شفاعت اطرافيان سلاطين جور شفاعتى از سوى پائين و براساس روابط شخصى.
اينگونه شفاعت تأكيدى است بر مسأله توحيد، چرا كه خط اصليش از ناحيه خدا گرفته مىشود، توحيدى خالى از هرگونه شرك، ولى وهابيان كه شفاعت قرآن را با شفاعتهاى شيطانى اطرافيان سلاطين اشتباه كردهاند، آن را انكار كرده، و با اصل توحيد در تضاد مىدانند در حقيقت آنها به پندارهاى خود در اين مسأله ايراد كردهاند نه به مسأله شفاعت قرآنى.
٣- شفاعت در حقيقت يكنوع سببيت براى نجات است، همانگونه كه اعتقاد به وجود اسباب در عالم آفرينش و تكوين (مانند تأثير تابش آفتاب و بارش باران در پرورش گياهان) با اصل توحيد هرگز منافات ندارند، زيرا تأثير اين اسباب همه به فرمان و اذن خداست و در حقيقت كار آنها يكنوع شفاعت تكوينى است، همچنين در عالم شريعت نيز وجود چنين اسبابى براى مغفرت و آمرزش و نجات آن هم به اذن اللَّه نه تنها منافات با توحيد ندارد بلكه تأكيدى بر آن است، و اين همان چيزى است كه آن را