پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٤ - ١- مفهوم شفاعت
شفاعت از مادّه شفع به معناى ضميمه كردن چيزى به همانند اوست (ضَمُّ الشَيْء الى مِثْلِه) و از اينجا روشن مىشود كه بايد نوعى شباهت و همانندى در ميان آن دو بوده باشد، هر چند تفاوتهايى نيز در ميان آنها ديده شود.
و به همين دليل شفاعت به مفهوم قرآنيش اين است كه شخص گنهكار به خاطر پارهاى از جنبههاى مثبت (مانند ايمان يا انجام بعضى از اعمال صالح) شباهتى با اولياء اللَّه پيدا كند و آنها با عنايات و كمكهاى خود او را به سوى كمال سوق دهند و از پيشگاه خدا تقاضاى عفو كنند.
و به تعبير ديگر حقيقت شفاعت، قرار گرفتن موجودى قوىتر و برتر، در كنار موجود ضعيفتر، كمك كردن به او براى پيمودن مراتب كمال است.
شفاعت در مورد افراد خطاكار هميشه در جوامع انسانى وجود داشته است، و شايد هزاران سال قبل از نزول قرآن افراد صاحب نفوذ براى خطاكاران نزد ارباب قدرت شفاعت مىكردند، منتها شفاعت رائج در ميان مردم، با شفاعت در منطق قرآن و اديان آسمانى يك فرق بسيار مهم و واضح دارد و آن اينكه:
شفاعت در جوامع انسانى غالباً از اين نظر بوده است كه شفاعت كننده داراى نوعى نفوذ اجتماعى بوده، و شخصى كه نزد او شفاعت مىشد از جهتى به او نياز داشته، لذا شفاعت او را در مورد خطا كار مىپذيرفته تا به موقع از نفوذ شفاعت كننده براى پيشرفت مقاصد خود كمك بگيرد!.
مثلًا شاهان شفاعت اطرافيان خود و رجال دولت را در مواردى مىپذيرفتند، تا به آنها عظمت دهند و براى آنها ارزش قائل شوند و به موقع از وجودشان در كارهاى خود كمك گيرند.
شفاعت كنندگان نيز روابط شخصى را با شفاعت شونده در نظر مىگرفتند و نه شايستگىهاى افراد را.
ولى از آنجا كه خداوند غنى بالذات، و بىنياز على الأطلاق است، شفاعت در پيشگاهش شكل ديگرى پيدا مىكند، و آن اينكه شفيعان در كاهش نگاه مىكنند ببينند كه در ميان خطا كاران چه كسانى پيدا مىشوند كه بر اثر پارهاى از نقاط مثبت مانند ايمان و بعضى از اعمال صالح مورد رضاى پروردگارند و به خاطر همين زمينههاى مثبت نزد خدا براى آنها شفاعت مىكنند، و اين تفاوت مهم شفاعت معمول ميان مردم را از شفاعت اولياء اللَّه در درگاه خدا جدا مىسازد كه اوّلى بر اساس «رابطهها» است و دوّمى بر اساس «ضابطهها»!.
و از اينجا پاسخ بعضى از خردهگيرهاى ناآگاهان كه شفاعت را به نوعى پارتى بازى يا چراغ سبز دادن