پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٢ - گروههاى پنجگانه آيات شفاعت
بعضى از مفسّران بزرگ احتمال دادهاند كه اين وصفى است براى شفاعت كنندگان و منظور از «عهد» در اينجا همان است كه در آيه ٨٦ زخرف آمده يعنى «شهادت بالحق» [١]
ولى با توجه به اينكه ضمير در «لايملكون» بايد به مرجعى كه در آيه قبل است باز گردد، و در آنجا سخن از «مجرمان» به ميان آمده، اين احتمال بعيد به نظر مىرسد، و ظاهر اين است كه وصفى است براى «شفاعتشوندگان» به اين ترتيب بايد ميان «شفاعت شونده» و «شفاعت كننده» رابطهاى بوده باشد از ايمان و عمل صالح، چرا كه شفاعت در آنجا روى حساب است و هرگز به معناى پارتى بازى درباره افراد ناشايسته نيست.
در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مىخوانيم: مَنْ ادْخَلَ عَلَى مُؤْمِنٍ سُرُوراً فَقَد سَرَّني وَ مَنْ سَرَّني فَقَدْ اتَّخَذَ عِنْدَ اللَّه عَهْداً: «كسى كه سرور و شادى در دل مؤمنى ايجاد كند مرا مسرور كرده، و هركس مرا مسرور كند عهدى نزد خدا (براى شفاعت) دارد». [٢]
مسلّماً كسى كه مؤمنى را به خاطر ايمانش شاد كند داراى ايمان و نوعى عمل صالح است كه رابطه او را با خدا براى شفاعت محكم مىكند.
«گروه پنجم» (آخرين آيات مورد بحث) ناظر به آن است كه بعضى از افراد به خاطر اعمالى كه مرتكب شدهاند شايسته شفاعت نيستند، و مفهوم آن اين است شفاعت، گروههاى ديگرى را شامل مىشود، مىفرمايد: «براى ظالمان (در آن روز سخت، روز قيامت) دوستى وجود ندارد و نه شفاعت كنندهاى كه شفاعتش پذيرفته شود» (ما لِلظَّالِمينَ مِنْ حَميمٍ وَ لا شَفيعٍ يُطاعُ).
پس غير ظالمان اجمالًا شايسته شفاعتند.
در اينكه منظور از «ظالمان» كيست؟ بعضى مانند محقق طبرسى در مجمعالبيان آن را به معناى مشركان و منافقان دانستهاند چرا كه برترين ظلم و بالاترين ستم همان شرك و نفاق است. [٣]
فخر رازى نيز تصريح مىكند كه منظور از «ظالمان» در اينجا كفّار است. [٤]
[١]. الميزان، جلد ١٤، ذيل آيه ٨٦ مريم.
[٢]. دُرّالمنثور (مطابق نقل تفسير الميزان، ذيل آيه مورد بحث، صفحه ١١٤).
[٣]. مجمع البيان، جلد ٧ و ٨، صفحه ٥١٩.
[٤]. تفسير فخر رازى، جلد ٢٧، صفحه ٥٠.