پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩١ - گروههاى پنجگانه آيات شفاعت
مىدهند، و يا منظور اين است كه «شفاعت» شوندگان» را به خوبى مىشناسد و مىدانند درباره چه كسى حق شفاعت دارند.
و اگر وصف براى شفاعت شوندگان باشد، مفهومش اين است كسانى مشمول شفاعت مىشوند كه شفاعت به حق و كلمه توحيد را از روى علم و آگاهى بگويند و با دليل و برهان باشد نه تنها با زبان!
همين معنا در دهمين آيه مورد بحث به صورت ديگرى آمده است، بعد از اشاره به نفى گفتار بتپرستان درباره فرشتگان كه آنها را فرزندان خدا مىپنداشتند مىفرمايد: آنها بندگان شايسته او هستند، «و آنها جز براى كسى كه خداوند از وى راضى است شفاعت نمىكنند» (وَ لا يَشْفَعُونَ الّا لِمَنِ ارْتَضى).
(و آنها از ترس او بيمناكند) (وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ).
بنابراين پرستش فرشتگانى به خاطر شفاعت (آنچنان كه عقيده مشركان بود) بيهوده است، آنها سر بر فرمان خدا دارند، و تنها براى كسانى شفاعت مىكنند كه مورد پذيرش خدايند، يعنى تنها براى موحّدان مخلص.
بنابراين جمله لِمَن ارْتَضى (براى كسى كه خدا از آنها راضى باشد) يا اشاره به راضى بودن از دين و ايمان و توحيد آنهاست، و يا راضى بودن از شفاعت براى آنان، و هر دو به يك معنى باز مىگردد.
به اين ترتيب شفاعت از سوى غير خداوند تنها به اجازه اوست، و اجازه او مخصوص كسانى است كه مؤمن و موحّد باشند.
در نهمين آيه با تعبير تازهاى در همين زمينه برخورد مىكنيم كه بعد از اشاره به رانده شدن مجرمان در قيامت به سوى جهنّم، مىفرمايد: «آنها مالك و صاحب اختيار شفاعت نيستند مگر كسى كه نزد خداوند رحمان عهد و پيمانى دارد» (لايَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ الّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمانِ عَهْداً).
اين توصيفى است براى شفاعت شوندگان (به قرينه آيه قبل از آن كه درباره مجرمان است) و مسلّماً منظور از عهد و پيمان در اينجا چيزى جز ايمان به خدا، و اقرار به يگانگى او، و تصديق پيامبران، و قبول ولايت اوصياء، نيست، و بعضى عمل صالح را نيز به آن افزودهاند.
هرچند مفسّران ظاهراً در اينجا احتمالات متعددى در تفسير «عهد» دادهاند، زيرا با دقت در كلمات آنها روشن مىشود كه تقريباً همه به قدر جامعى بر مىگردد كه در بالا به آن اشاره شد.