پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٥ - تحقير و سرزنش فراوان
مىگيرد، از اعتقادات و نيّات باطنى آنها و از اعضاى آلوده به گناه آنها، يا سنگهايى كه معبود آنها يا وسيله افتخار و مباهات آنها در ساختن كاخها و مانند آن بوده است.
سپس مىافزايد: «بر اين آتش فرشتگانى خشن و سختگير گمارده شدهاند كه هرگز فرمان الهى را مخالفت نمىكنند و دستورات او را (دقيقاً) اجرا مىنمايند» (عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لايَعْصُونُ اللَّه ما امَرهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرونَ).
وجود اين فرشتگان خشن و سختگير، بر آلام روحى آنها مىافزايد، و راههاى نجات را از هر سو بر آنان مىبندد.
اينها كسانى بودند كه در زندگى خود، پيوسته با زيردستان خشونت داشتند ماموران خشن آنها مردم را به سختى مىراندند و سختگيرى و بيرحمى و عدم شفقت، جزء برنامه زندگى آنان بود، اكنون خودشان به چنين سرنوشتى گرفتار مىشوند.
جالب اينكه در آيه بعد از آن خطاب به كافران مىگويد: «امروز عذر خواهى نكنيد، جزاى شما همان اعمال شماست»! (لاتَعتَذِرُوا اليَوْمَ انَّما تُجْزَونَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).
بعضى از مفسّران كه نتوانستهاند بيرون آمدن آتش را از درون سنگ تصور كنند، گفتهاند منظور از اين سنگها همان سنگهاى گوگردى است كه هنگام بر خوردن با آهن جرقّه مىدهد!، در حالى كه امروز مىدانيم: نيروى اتم نهفته شده درون هر موجود مادّى مىتواند، شعلههاى عظيم آتش را ظاهر كند.
«غِلاظٌ» جمع «غليظ» و «شِدادٌ» جمع «شديد» هر دو داراى يك معناست و ممكن است ذكر اين دو با هم براى تأكيد باشد، ولى بعضى گفتهاند «غلاظ» اشاره به خشونت در قول است و «شداد» اشاره به خشونت در عمل، يا اولى اشاره به خشونت خلقى است و دومى خشونت خَلْقي، به هر حال آن فرشتگان سر بر فرمان خدا دارند و از اوامر او منحرف نمىشوند.
گاه گفتهاند كه اصولًا انسان را به منزله هيزم و همرديف سنگها قرار دادن خود نوعى تحقير و مجازات روحى و معنوى براى آنهاست. [١]
[١]. في ظلال القرآن، جلد ٨، صفحه ١٦٨.