پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٤ - تحقير و سرزنش فراوان
تغيّظ از ماده «غيظ» به گفته راغب در مفردات به معناى «شدّت غضب» است، و «تغيظ» به معناى اظهار آن است، گرچه حالت خشم شنيدنى نيست، ولى اوصافى همراه دارد مانند صداهاى وحشتناك كه قابل شنيدن است.
«زفير» به معناى رفت و آمد نفس در ششهاست به گونهاى كه سينه بالا آيد و غالباً با صداى وحشتناكى همراه است كه قابل شنيدن مىباشد.
بعضى از مفسّران كه نتوانستهاند باور كنند جهنّم يك موجود زنده است، مىبيند و درك مىكند، و مجرمان را مىشناسد!، ناچار شدهاند كه چيزى در تقدير بگيرند و بگويند: منظور، ديدن خازنان دوزخ است! در حالى كه مىدانيم «تقدير» خلاف قاعده است و در اينجا نياز به آن نيست، چه مانعى دارد كه بهشت و دوزخ داراى روح باشند، و حوادثى را كه در آنها واقع مىشود، درك كنند؟ حتّى از بعضى از روايات استفاده مىشود كه جهنّم چشم و گوش و زبان دارد، و مجرمان را به خوبى مىشناسد و بر مىگيرد، بهتر از شناخت پرندگان نسبت به دانههاى غذايى!. [١]
ما امروز شاهد نمونههاى كوچكى از اين مسأله در دنيا هستيم كه چشم و گوشهاى الكترونيكى با كمك كامپيوترها كه در ساختمانهاى مختلف به كار مىگذارند بسيارى از مسائل را مىبينند و مىشنوند و عكس العمل مناسب نشان مىدهند، هرچند ساختمان درك ندارد، ممكن است عكس العمل جهنم در برابر مجرمان از همين گونه يا بالاتر از آن يعنى توأم با درك باشد.
در هفتمين آيه چهره ديگرى از آلام روحى دوزخيان را مشاهده مىكنيم، در اين آيه مؤمنان را مخاطب ساخته، مىفرمايد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست نگاه داريد» (يا ايُّها الذَّينَ آمَنُوا قُوا انْفُسَكُمْ وَ اهْليكُمْ ناراً وَقُودُها النَّاسُ وَ الحِجارَةُ).
اين تعبير نشان مىدهد كه آتش دوزخ با آتش اين جهان بسيار متفاوت است، خواه منظور از «حجاره» بتهاى سنگى باشد، و يا اعم از آن، و خواه منظور آتشى باشد كه از درون اتمهاى اين سنگها بيرون مىآيد و يا چيز ديگر، هرچه هست آتشى است كه بخشى از آن از درون وجود خود انسانها شعله
[١]. تفسير قرطبى و روحالمعانى ذيل آيه مورد بحث.