پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤١ - بادهاى كشنده و سايههاى سوزان!
در اين جهان هنگامى كه انسان گرفتار گرما مىشود، گاه تن خويش را به نسيم مىسپارد، گاهى درون آب مىرود، و گاه به سايه پناه مىبرد، و اين هر سه در آنجا داغ و سوزان و كشنده است، به عكس بهشت كه هريك از ديگرى خنكتر و روحپرورتر است.
در دوّمين آيه به يكى ديگر از مجازاتهاى دردناك كافران اشاره كرده، مىگويد: «كسانى كه به آيات ما كافر شدند به زودى آنها را در آتش (هولناكى) وارد مىكنيم (انَّ الذَّينَ كَفَروا بِآياتِنا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ ناراً). [١]
سپس مىافزايد: «هر زمان كه پوستهاى آنها بريان گردد (و بسوزد) آن را به پوستهاى ديگرى تبديل مىكنيم تا عذاب (الهى) را بچشند، خداوند توانا و حكيم است (بر همه اين امور قدرت دارد و در عين حال روى حساب كيفر مىدهد) (كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرهَا لِيَذوقُوا العَذابَ انَّ اللَّه كانَ عَزيزاً حَكيماً).
جمله اخير در حقيقت پاسخى است به اين سؤال، آيا چنين عذابى امكان دارد؟ و اگر امكان دارد آيا عادلانه است؟! قرآن مىگويد: اين كار در برابر قدرت خداوند آسان است، و هم با حكمتش سازگار مىباشد.
در اينجا سؤال معروفى در ميان مفسّران پيدا شده، و آن اينكه اگر آن پوستها به پوستهاى ديگرى تبديل شود، گناه پوستهاى تازه چيست كه آنها بسوزند؟.
مفسّران بزرگ پاسخهاى متعددى از اين سؤال دادهاند كه از همه بهتر پاسخى است كه عيناً در حديث امام صادق عليه السلام در جواب «ابن ابى العوجاء مادى» كه پس از تلاوت آيه فوق سؤال كرد «ما ذنب الغير» گناه آن پوستهاى ديگر چيست؟» آمده است:
امام در پاسخى كوتاه و پر معنا فرمود: «هي هي و هي غيرها»: «پوستهاى نو همان سابق است و در عين حال غير آن است»!.
ابن ابن العوجاء چون نتوانست به عمق اين سخن برسد تقاضاى توضيح بيشترى با ذكر مثال كرد، امام فرمود: «اين مانند آن است كه كسى خشتى را بشكند و دو مرتبه آن را در قالب بريزد و به صورت خشت
[١]. نكره بودن ناراً در اينجا ظاهراً براى بيان عظمت آن آتش است.