پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢ - ٥- شكافتن كرات آسمانى!
بعضى از مفسّران مانند مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان» آن را به معناى كنده شدن آسمانها (كرات آسمانى) از جايگاهشان تفسير كردهاند كه لازمه آن به هم ريختن نظام، و در نورديدن طومار آنها است. [١]
و گاه مىفرمايد وَ اذَا السَّماءُ فُرِجَتْ: «در آن هنگام كه آسمان شكافت پيدا كند» (مرسلات- ٩).
ماده «فطر» و «فرج» به يك معنا است، يا تفاوت مختصرى دارد، و لذا به گشوده شدن مشكلات نيز «فرج» گفته مىشود كه نقطه مقابل «شدت» و بسته شدن كارهاست.
و گاه تعبير به «فتح» فرموده، چنانكه در آيه ١٩ نبأ مىخوانيم وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ ابْواباً: «و آسمان گشوده مىشود و به صورت درهاى متعدد در مىآيد».
اين تعبير ممكن است اشاره به شكافته شدن آسمانها باشد، چنانكه جمعى از مفسّران گفتهاند، و در اين صورت هماهنگ با آيات فوق است، يعنى در كرات آسمانى شكافهاى زيادى ظاهر مىشود كه گويى سرتاسر آسمان تبديل به درها و روزنههايى گرديده است!
ولى بعضى ديگر آن را بر معناى كنايى حمل كرده و گفتهاند: منظور گشوده شدن درهاى عالم غيب، و كنار رفتن حجابها، و ارتباط عالم فرشتگان با عالم انسانهاست. [٢]
و گاه مىفرمايد: يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً: «در آن روز كه آسمان شديد حركت كند» (طور- ٩).
«مَوْر» (بر وزن قول) گاه به معناى حركت شديد، گاه به معناى حركت دورانى، و گاه به معناى رفت و آمد و اضطراب آمده، و لذا به گرد و غبار كه باد به هر سو مىبرد «مُور» (بر وزن زور) گفته مىشود.
به هر حال اين تعبير به معناى متزلزل شدن كرات آسمانى و به هم ريختن نظام آنها و طبعاً متلاشى شدن است.
و گاه مىفرمايد: يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ: در آن روز كه آسمان همچون فلز گداخته شود»! (معارج- ٨).
مفسّران «مُهْل» را به معناى دُرد خاصى كه در روغن يا صمغهاى درختى تهنشين مىكند، و گاه به معناى طلا و نقره مذاب تفسير كردهاند، و معنى اخير براى تفسير آيه فوق مناسبتر است، و به هر حال
[١]. «مجمع البيان»، جلد ١٠، صفحه ٤٤٤.
[٢]. تفسير اوّل را طبرسى و فخررازى و بعضى ديگر انتخاب كردهاند و تفسير دوّم را علامه طباطبايى در الميزان (ذيل آيه مورد بحث).