پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١ - ٥- شكافتن كرات آسمانى!
منظور همراه بودن متلاشى شدن آسمانها با پيدايش ابرهاى سنگينى است كه از گرد و غبار آنها حاصل مىشود (به اصطلاح باء در «الغمام» در اينجا به معناى ملابست است، همانگونه كه در تفسير الميزان به عنوان يك احتمال آمده شده است). [١]
ولى مرحوم علّامه طباطبايى بعيد نمىداند كه تعبير فوق را بر معناى كنائى حمل شود و بگوييم:
منظور كنار رفتن حجابهاى جهل و نادانى و نمايان گشتن عالم غيب است (و طبعاً در اين صورت «باء» به معناى «عن» خواهد بود) يعنى ابرها كنار مىرود و غيب جهان ظاهر مىشود.
ولى تا دليلى بر اين تفسير كنايى نباشد، قبول آن مشكل است.
جالب اينكه در حديثى از على عليه السلام مىخوانيم: «انَّها تَنْشَقُّ مِنَ الْمَجَرَّةِ!؛ آسمانها از قسمت كهكشانها شكافته مىشود». [٢]
اين تعبير جالب هماهنگ با آخرين اكتشافاتى است كه دانشمندان در زمينه كهكشان دارند و مىگويند منظومه شمسى و ستارگانى كه مشاهده مىكنيم جزئى از كهكشان بزرگ «راه شيرى» است كه با چشم غير مسلّح مشاهده مىشود، و انشقاق خورشيد و ماه و ستارگان همراه با شكافته شدن اين كهكشان بزرگ است (دقت كنيد).
و گاه تعبير به «انفطار» شده است، مىفرمايد: اذَ السَّماءُ انْفَطَرَتْ «در آن هنگام كه آسمان شكافته شود» (انفطار- ١).
نظير همين معنا در آيه ١٨ سوره مزمل نيز آمده است، مىفرمايد: السَّماءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ: «در آن روز آسمان از هم شكافته مىشود».
همان گونه كه قبلًا نيز گفتهايم «انفطار» از ماده «فطر» به معناى شكافتن است.
و گاه مىفرمايد: وَ اذَا السَّماءُ كُشِطَتْ «در آن هنگام كه پرده از روى آسمان برگرفته شود» (تكوير- ١١).
اين تعبير ممكن است اشاره به كنار رفتن حجابهايى باشد كه در اين دنيا مانع از ديدن ملكوت آسمانها، فرشتهها و بهشت و دوزخ است. در آن روز پردهها كنار مىرود و انسان حقايق عالم هستى را مىبيند. در اين صورت ارتباطى با مسأله متلاشى شدن آسمانها ندارد.
[١]. الميزان، جلد ١٥، صفحه ٢٠٢.
[٢]. تفسير فخر رازى، جلد ٣١، صفحه ١٠٣.