پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٧ - ٢- محيط صلح و صفا
غارتگران دنياى مادى خبرى است و نه از مزاحمتهاى احمقانه ثروتاندوزان از خدا بىخبر اثرى، نه جنگ و خونريزى در آنجا راه دارد و نه استعمار و استثمار، آرى آنجا خانه صلح و صفا و امن و امان است. [١]
ديگر اينكه «سلام» نامى از نامهاى خداست، و بنابراين دارالسلام از قبيل مضاف و مضاف اليه است، اشاره به اينكه بهشت سراى الهى است هر دو معنا خوب است و هر چند معناى اوّل مناسبتر به نظر مىرسد، چرا كه ريشه اصلى اين واژه به گفته راغب در مفردات به معناى خالى بودن از هرگونه آفت ظاهرى و باطنى است حتّى اطلاق اين واژه بر ذات پاك خداوند به عنوان يكى از صفات ذات خداوند به خاطر آن است كه ذات پاكش از تمام عيوب و آفات بر كنار است.
جمله لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ نيز نشان مىدهد كه دارالسّلام به معناى اوّل است (دقت كيند).
در حديثى از ابن عباس آمده است كه: «دار السلام» همان بهشت است كه اهل آن از جميع آفات و عيوب و بيمارىها در سلامتند، همچنين از پيرى و مرگ و دگرگونى احوال در امن و امانند، هميشه مورد احترام و عزّتند، همواره غنى و بىنياز، پيوسته سعادتمندند و هميشه خوشحال و مسرور، نه غم و اندوهى دارند و نه مرگ و ميرى. [٢]
بالاخره آيه ٤٧ سوره حجر اين مطلب را تكميل كرده، مىفرمايد: وَ نزَعْنا ما في صُدُورِهِمْ مِنْ غِلّ اخْواناً عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلينَ- لايَمَسُّهُمْ فيها نَصَبٌ وَ ما هُمْ مِنها بِمُخْرَجينَ: هرگونه حسد و كينه و عداوت و خيانت را از سينه بهشتيان بر مىكنيم، در حالى است كه همه برادرند و برتختها رو به روى يكديگر قرار گرفتهاند- نه خستگى و تعب به آنها مىرسد و نه هرگز از بهشت اخراج مىشوند». [٣]
با توجه به اينكه «غِلّ» معناى وسيع و گستردهاى دارد كه بسيارى از صفات زشت درونى را كه بر هم زننده آرامش روح و جسم، و خانواده و جامعه است را در بر مىگيرد از اين آيه به خوبى استفاده مىشود كه بهشتيان، سينههايى بىكينه دارند، و دلهايى خالى از هرگونه عداوت و دشمنى و كبر و حسد خدا
[١]. اين جملهها را در حالى مىنويسيم كه خبر رسيد چند ساعت قبل حمله استعمارگران به سركردگى آمريكا به عراق آغاز شده است و صداها هواپيماى آنها تمام مراكز حياتى اين كشور را مرتباً درهم مىكوبند (٢٧/ ١٠/ ٦٩ مطابق با ٣٠ جمادى الثانيه سال ١٤١١).
[٢]. بحارالانوار، ج ٨، ص ١٩٤، حديث ١٧٦.
[٣]. «غِلّ» از ماده «غلل» (بر وزن ضرر) در اصل به معناى نفوذ تدريجى چيزى است، و لذا به آبهايى كه در لابلاى درختان جريان و نفوذ دارد غلل مىگويند، و نيز به كينه و عداوت و حسد «غل» گفته مىشود چرا كه نفوذ تدريجى و پنهانى در دل مىكند، و به همين جهت به خيانت نيز «غلول» گفته مىشود.