پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٧ - ٥- غذاهاى بهشتى
موز متراكم قرار دارند».
غالب مفسّران «طَلْح» را به معناى «درخت موز» تفسير كردهاند كه برگهايى بسيار پهن و سبز و زيبا، و ميوهاى شيرين دارد، و «مَنْضُود» از ماده «نَضْد» به معناى «متراكم» است كه اشاره به خوشههاى موز است كه روى هم قرار گرفتهاند.
بعضى نيز «منضود» را اشاره به تراكم برگهاى اين درخت مىدانند، و با توجه به اينكه درخت سدر برگهاى بسيار كوچك، و درخت موز برگهاى بسيار پهن و گسترده دارد ذكر اين دو درخت در دو آيه پشت سر هم اشاره لطيفى به تمام انواع درختهاى بهشتى است كه در ميان اين دو قرار دارد. [١]
در قرآن مجيد علاوه بر ذكر انواع ميوهها به عنوان غذاهاى بهشتيان اشاره كمرنگ و مختصرى روى مسأله «لَحْم» (گوشت) به طور عام و «لَحْمِ طَيْرٍ» (گوشت پرندگان) به طور خاص، شده است: در يك مورد بعد از ذكر بخش مهمى از نعمتهاى بهشتى مىافزايد: وَامْدَدْناهُمْ بِفاكَهِةٍ وَلَحْمٍ مِمّا يَشْتَهُونَ [٢]:
«همواره از انواع ميوهها و گوشتها از هر نوع تمايل داشته باشند در اختيارشان مىگذاريم» (طور ٢٢).
جمله «مِمّا يَشْتَهُونَ» (از هر نوع بخواهند) معناى وسيعى دارد كه انواع اين غذا را از هر قسم و به هر كيفيت شامل مىشود.
و در جاى ديگر بعد از ذكر انواع نعمتهاى بهشتى و انواع ميوهها مىفرمايد: وَلَحْمِ طَيْرٍ مِمّا يَشْتَهُونَ: «و گوشت پرندگان از هر نوع كه بخواهند».
مقدم داشتن ميوهها در هر دو مورد ظاهربه خاطر اين است كه ميوهها غذايى بهتر، و عاليتر و لذات بخشتر است، تا آنجا كه گروهى معتقدند غذاى طبيعى انسان همان ميوه است و انسان را موجودى «ميوه خوار» مىدانند، به همين دليل انسان هرگز نمىتواند از گوشت به صورت طبيعى استفاده كند، بلكه هميشه بايد تغييراتى در آن بدهد و با اشياء ديگرى بياميزد تا قابل استفاده گردد، در حالى كه ميوه به همان صورت طبيعى و بدون تغيير براى او مطبوع است، از اين گذشته خوردن ميوه قبل از غذاى
[١]. تفسير فخررازى، جلد ٢٩، صفحه ١٦٢.
[٢]. امددناهم از ماده «امداد» به معناى عطاى پى در پى يا مستمر است، و در اصل به معناى مدد رساندن است، بعضىاز ارباب لغت مانند صاحب قاموس آن را به معناى تأخير اجل و ادامه حيات معناى كردهاند كه با معناى قبل تفاوت زيادى ندارد.