پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣ - ٤- فرشها و ارائك
وزش باد تكان مىخورد، زيرا «رَفْرَف» در بسيارى از متون لغت به معناى دنبالههاى خيمه و پارچههايى آمده كه با وزش باد حركت مىكند، «ابوالفتوح رازى» در تفسير خود مىگويد «رفرف» مرغزارهاى بهشت باشد كه پر از گياه سبز و تازه است!.
امّا «عَبْقَرِي» از ماده «عَبْقَر» (بر وزن جعفر) به گفته «صحاح اللغه» و «مفردات»، در اصل نام محلى است كه عرب آن را سرزمين جنيان و پريان مىپنداشتند. سپس هر چيز عجيب و نادر الوجود و جالب يا هر شخص دانشمند ماهرى را به آن نسبت داده و «عبقرى» گفتند، و جمع آن «عباقره» است [١] و به هر حال ريشه اصلى به دست فراموشى سپرده شده و بر اشخاص فوقالعاده بزرگ و اشياء گرانبها و نفيس اطلاق مىشود، و در آيه فوق توصيفى است براى پارچههاى بسيار جالب و زيبا و بىنظير بهشتى.
بعضى نيز گفتهاند: «عبقر» نام شهرى بوده كه بهترين پارچههاى ابريشمى را در آن مىبافتند. [٢]
امّا در مورد تختهايى كه بهشتيان بر آن مىنشينند و از آن لذّت مىبرند، در قرآن مجيد گاهى تعبير از آن به «سُرُر» جمع «سرير» شده چنانكه در آيه ١٥ و ١٦ واقعه مىفرمايد: عَلى سُرُر مَوْضُونَةٍ مُتَكِئينَ عَلَيْها مُتَقابِلينَ: «مقربان بر تختهايى كه به هم پيوسته وصف كشيده است قرار دارند- در حالى كه بر آنها تكيه كرده و روبروى يكديگرند».
اين تعبير در پنج آيه از قرآن مجيد تكرار شده، در يك مورد (مانند آيه فوق) توصيف به «مُوْضُونَة» شده است كه از ماده «وَضْن» (بر وزن وزن) در اصل به معناى «بافتن زره» است، سپس به هر چيز بافته شدهاى كه تاروپود آن محكم باشد اطلاق شده، در اينجا ممكن است اشاره به اين باشد كه تختهاى بهشتى بافتهاى مخصوصى از لؤلؤ و ياقوت و جواهرات، و يا اليافى از طلا و نقره دارند، و يا اينكه اشاره به قرار گرفتن آنها با نظم خاصى در كنار يكديگر و روبروى هم مىباشد كه هر كدام از اينها را بعضى از مفسّران گفتهاند.
و در بعضى از آيات نيز توصيف به «مَصْفُوفَةٌ» شده مانند مُتَّكِئينَ عَلَى سُرُرٍ مَصْفُوفَة (طور- ٢٠) و در بعضى «مَرْفُوعَةٌ» مانند فيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ (غاشية- ١٣) كه اوّلى اشاره به صف اندر صف بودن تختهاى بهشتى، و دوّمى اشاره به ارتفاع و بلندى آنها مىكند.
[١]. بعضى از ارباب لغت و مفسّران در اين جمع ايراد كردهاند چرا كه منسوب به چيزى جمع بسته نمىشود مگر آنكهواژهاى قبلًا جمع بسته شود مثلًا گفته شود عباقر، و بعد نسبت داده شود (عباقرى) و تازه جمع ميان نسبت و صيغه جمع نيز مطلوب ادباء نيست.
[٢]. تفسير ابوالفتوح رازى ذيل آيه فوق.