پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٧ - صراط و مرصاد
و نابوده مىكنيم سپس براى عبور از صراط مىخواهند بر يكديگر پيشى بگيرند، اما چگونه مىتوانند ببينند» (وَلَوْ نَشاءُ لَطَمَسْنا عَلَى اعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّراطَ فَانّى يُبْصِرُونَ). [١]
بسيارى از مفسّران اين آيه را ناظر به وضع اين گروه در دنيا دانستهاند و «صراط» را به معناى «طريق حق» تفسير كردهاند، يعنى آنها مىكوشند طريق حق يا طريق نجات را پيدا كنند در حالى كه خداوند به خاطر اعمالشان چشمهايشان را نابينا ساخته و قادر به مشاهده آن نيستند!
ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه ناظر به وضع اين گروه در قيامت به هنگام عبور از صراط (پل دوزخ) باشد، در آنجاست كه اگر خدا اراده كند چشمانشان را به كلى محو مىسازد تا نتوانند از آن پل بگذرند هر قدر تلاش و كوشش كنند.
ظاهر عبارت تفسير «في ظلال» همين معناست، در تفسير قرطبى نيز به عنوان يك احتمال به آن اشاره شده، بعلاوه از «عبداللَّه بن سلام» در تفسير اين آيه چنين نقل شده: «هنگامى كه روز قيامت گردد و صراط (روى دوزخ) كشيده شود، منادى صدا مىزند محمّد صلى الله عليه و آله و سلم و امتش برخيزند! همه امت اعم از خوب و بد بر مىخيزند، و به دنبال حضرتش حركت مىكنند، تا از صراط بگذرند، وقتى روى صراط آمدند، خداوند چشمان فاجران آنها را نابينا مىسازد، آنها مىخواهند از «صراط» بگذرند، ولى چگونه مىتوانند ببينند»؟. [٢]
بسيار بعيد به نظر مىرسد كه اين بيان استنباط شخصى «عبداللَّه بن سلام» باشد، زيرا اينها از اخبار غيبى آينده است كه جز معصومين عليهم السلام از آن آگاه نبودند، به همين دليل بعيد نيست كه آن را به عنوان روايتى از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم تلقى كنيم. [٣]
[١]. «طَمَسْنا» از ماده «طَمْس» (بر وزن شمس) به معناى محو و نابود كردن آثار چيزى است، و در اينجا ممكن است به معناى محو كامل چشم يا محو كامل نور آن باشد.
[٢]. تفسير قرطبى، جلد ٨، صفحه ٥٤٩٤ (ذيل آيه مورد بحث).
[٣]. «عبداللَّه بن سلام» از علماى اهل كتاب بود كه اسلام را انتخاب كرد، و نام اصليش «الحصين» بود كه بعد از اسلام، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آن را به «عبداللَّه» تبديل كردند، بعضى از علماى رجال او را مجهول الحال دانسته، و گاه بعضى قرائن بر ضعف او شمردهاند، ولى از آنجا كه ابن داود او را در قسم اوّل كتابش كه مربوط به رجال معتبر است ذكر كرده آن را قرينهاى بر حسن حال او دانستهاند.