پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٩ - محاسبه سريع اعمال
مفسّران اهل سنّت مانند «آلوسى» در «روح البيان» شده، كه اين سخن با آنچه در آيات فوق آمد ناسازگار مىباشد. در حالى كه همه مىدانيم حضرت على عليه السلام و ائمّه معصومين عليه السلام همگى مجرى فرمان خدا هستند، بنابراين حسابرسى آنها حسابرسى خداست، درست همچون اعمالى كه فرشتگان در عالم «تكوين» و «تشريع» انجام مىدهند كه همگى كارهاى خدا محسوب مىشود چون به امر و فرمان او است، و در عين حال به فرشتگان نيز نسبت داده شده.
در واقع اشتباه معروفى را كه اين برادران همهجا كردهاند در اينجا نيز تكرار شده، و آن اشتباه «ما بالعرض» و «ما بالذات» است به تعبير روشنتر هيچكس نمىگويد حسابرسى و بازگشت خلائق به طور استقلال با على عليه السلام و ساير امامان معصوم عليه السلام است، بلكه همه مىگويند اين كار ذاتاً از آن خداست، ولى بالواسطه از آن آنها مىباشد (همانگونه كه در مسأله شفاعت و علم غيب و مانند اينها نيز گفتهايم كه همه اين امور بالذات از آن خداست: و بالعرض براى انبياء و اولياء يا فرشتگان است).
عجب اينكه او (آلوسى) در پايان كلامش توجه مختصرى به اين نكته كرده ولى باز مسير بحث را عوض مىكند و مىگويد اگر منظور اين است چه خصوصيتى على عليه السلام از ميان انبياء و مرسلين و ملائكه مقرّبين دارد؟!. [١]
پاسخ اين سؤال نيز معلوم است، على عليه السلام فرد شاخص و اعلاى آنهاست و از آنجا كه در ميان امّت اسلامى مجهول القدر بود، خدا مىخواهد از اين طريق مقام والاى او را به همه اهل عالم نشان دهد.
شاهد سخن اينكه: در بسيارى از كتب اهل سنّت، رواياتى ديده مىشود كه نشان مىدهد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم درباره على عليه السلام فرمود: «تو قسمت كننده بهشت و دوزخى» از جمله:
١- «ابن مغازلى» در كتاب «مناقب اميرالمؤمنين» عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل مىكند كه به على عليه السلام فرمود: انَّكَ قَسيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ: «تو تقسيم كننده بهشت و دوزخى»: [٢]
٢- همين معنا از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مناقب خوارزمى نيز آمده است. [٣]
٣- «ابن حجر» در «الصواعق المحرقه» از دار قطنى نقل مىكند كه على عليه السلام در شوراى شش نفرى عمر ضمن يك سخن طولانى فرمود: آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم درباره او
[١]. تفسير روح المعانى، جلد ٣٠، صفحه ١١٨ و ١١٩.
[٢]. احقاق الحق، جلد ٤، صفحه ٢٥٩.
[٣]. مناقب، صفحه ٢٣٤.