پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠ - گواهان محشر
اعمال او مىدانند، و بعضى نيز سائق را «شيطان» و شاهد را فرشته دانستهاند، ولى هيچيك از اين تفسيرها جز آنچه گفتيم مناسب ظاهر آيه نيست.
به هر حال فرشته اوّل در حقيقت مانع فرار اوست، و فرشته دوّم مانع انكار او نه راهى براى گريز وجود دارد، و نه طريقى براى انكار اعمال.
حال اين اشخاص درست شبيه حال مجرمانى است كه در اين دنيا آنها را به سوى داده گاه مىبرند، مأمورى از پشت سر براى سوق آنها به دادگاه، و مأمورى از پيش رو با پروندهاى درباره اعمال آنان!
در نهجالبلاغه آمده است كه اميرمؤمنان على عليه السلام بعد از ذكر اين آيه فرمود:
سائقٌ يَسُوقُها الى مَحْشَرِها وَ شاهِدٌ يَشْهَدٌ عَلَيْها بِعَمَلِها!:
«رانندهاى او را به سوى محشر مىراند، و شاهدى بر اعمال او گواهى مىدهد». [١]
در هفتمين آيه سخن از «گواهى اعضاى بدن» انسان در آن دادگاه بزرگ است، مىفرمايد: «آن روز كه زبانها و دستها و پاهايشان بر ضد آنها نسبت به اعمالى كه مرتكب شدند گواهى مىدهد».
يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهمْ الْسِنَتُهُمْ وَ ايْدِيهِمْ وَ ارْجُلُهُمْ بِما كَانُوا يَعْمَلُونَ
«آرى در ان روز خداوند جزاى واقعى آنها را بىكم و كاست مىدهد».
يَوْمَئذٍ يُوَفّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَ.
آيه بعد (آيه هشتم) نيز شبيه آن است با اين تفاوت كه سخن از «گواهى پوستهاى بدن» مىگويد، مىفرمايد: هنگامى كه دشمنان خدا در كنار دوزخ مىآيند گوشها و چشمها و پوستهاى تنشان به اعمال آنها گواهى مىدهد در اين هنگام «آنها به پوستهاى تن خود مىگويند: چرا بر ضد ما گواهى داديد»؟!
وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُّمْ عَلَيْنَا.
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ٨٥.