سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٦ - چگونگي تقارن آرامش و آسودگي با اندوه هاي پي درپي در دوستان خدا
مأمن و كسي ميگردد كه در پناه او آرامش و آسايش يابد و از آن سختيها و گرفتاريها برهد؛ نظير كودكي كه مدتي از مادر جدا شده و در آن مدت مورد بيمهري و جفا قرار گرفته و گرسنگي و حرمان از آغوش پُرمهر مادر، سخت او را آزرده است، و آنگاه از محلي كه مادرش در آن به سر ميبرد، آگاه ميشود و با همة توان ميدود و خود را به مادر ميرساند. وقتي او خود را در دامان پرمهر و عاطفة مادر مياندازد و مادر دست به سر و رويش ميكشد و او را مينوازد، همة آن سختيها و ناراحتيها را فراموش ميكند و نفس راحتي ميكشد. اين نفس راحت كه به هنگام آسايش در پيِ رنج و سختي كشيده ميشود، در برابر آه كشيدن كه ناشي از گرفتاري و رنج است، قرار دارد و عرب به نفس راحت كه پيدرپي و بهصورت نواي ممتدي كشيده شود «حنين» ميگويد.
دوستان خدا كه سختيها و گرفتاريها و بيش از همه، دوري از محبوب، سخت آنان را آزرده است، به دنبال راهي براي نزديك شدن به محبوبشان ميگردند، و وقتي خود را در جوار محبوب يافتند و دريافتند كه محبوب از آنان راضي و خشنود است، همة آن سختيها و اضطرابها فراموششان ميشود و نفس راحتي ميكشند و با همة وجود در جوار محبوب احساس شادماني و آرامش ميكنند. وجود اين حالت در دوستان خدا بسيار جالب، و قابل فهم است، اما آنچه فهميدن و تصورش برايمان دشوار مينمايد، اين است كه حضرت پس از آنكه از خداوند درخواست ميكنند آرامش و شادماني از انس با خود را به ايشان عنايت كند، از او ميخواهند ايشان را در شمار كساني قرار دهد كه همة عمر را با آه و ناله سپري ميكنند. دربارة درخواست حضرت در جملة وَدَهْرُهُمُ الزَّفْرَةُ وَالأنينُ، در ابتدا به نظر ميرسد منظور آه و نالههايي است كه دوستان خدا براي گرفتاريها و سختيها سر ميدهند و خداوند به جهت تحمل آن گرفتاريها و رنجهايي كه متحمل شدهاند، در قيامت به آنان پاداش عنايت ميكند و آن سختيها و رنجها را به بهترين وجه جبران ميگرداند. اين توجيه قابل فهم است؛ چه اينكه وقتي مؤمنان باور