سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨١ - توجيه جمع بين رضا به قضاي الهي و اندوه بر مصيبت ها
بيمي ندارند؛ چون ميدانند كه در قبال آنچه بر آنها وارد ميشود، خداوند به آنها پاداش خير عنايت ميكند. اما شايد بتوان آيه را چنين معنا كرد كه اوليا و دوستان خدا ازآنرو نسبت به حوادث و مصيبتها حزني به خود راه نميدهند كه آنها را متعلق قضا و قدر الهي ميدانند. رضايت به تقديرات الهي باعث ميشود كه دوستان خدا از سختيها و ناگواريها شكوه نكنند و كاملاً در برابر خداوند تسليم باشند، بلكه بر آنچه رخ ميدهد شادماني كنند. البته ازسويديگر كه بدان اشاره كرديم، اولياي خدا نيز محزون ميگردند. در روايت آمده است:
أ نَّ النَّبِي لَمَّا خُرِجَ بِإِبْرَاهِيمَ خَرَجَ يَمْشِي ثُمَّ جَلَسَ عَلَى قَبْرِهِ ثُمَّ وَلَّى فلمّا رَآهُ رَسُولُ اللَّه قَدْ وُضِعَ فِي الْقَبْرِ دَمَعَتْ عَيْنَاهُ فَلَمَّا رَأَ ى الصَّحَابَةُ ذَلِكَ بَكَوْا حَتَّى ارْتَفَعَتْ أَ صْوَاتُهُمْ فَأَ تَدْمَعُ الْعَيْنُ وَيَوْجَعُ الْقَلْبُ وَلَا نَقُولُ مَا يُسْخِطُ الرَّبَّ عزّوجل؛[١] «وقتي ابراهيم را بهسويِ قبرستان تشييع كردند، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نيز به قبرستان رفت و كنار قبر ابراهيم نشست. سپس قدري به قبر نزديك شد. وقتي مشاهده كرد ابراهيم را در قبر گذاشتهاند، اشك از ديدگان مباركش جاري شد. اصحاب چون گرية پيامبر(صلى الله عليه وآله) را ديدند، همه با صداي بلند گريستند. در اين هنگام ابوبكر رو به پيامبر كرد و گفت: اي رسول خدا، آيا تو گريه ميكني و حالآنكه تو خودت ما را از گريه كردن در مصيبتها نهي كردي؟ حضرت فرمود: ديده ميگريد و اشك ميبارد و قلب محزون ميشود، ولي چيزي كه باعث غضب پروردگار عزوجل گردد، نميگويم».
[١] محمدباقر مجلسي، بحار الانوار ، ج٨٢، باب ٥٩، ص٩١، ح٤٣.